تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
و در آنجاى به قتل آمد و تمامى زن و بچه و گله و رمهء او به غارت بردند . كوشلك از حال عم خبردار شد و به اتفاق توقيا بيگى رو به فرار نهاد و چون اهل تنگت ديگربار مخالفت آغاز كردند ، چنگيز خان از آنجا متوجه ايشان شد و ديار ايشان را مسخر ساخت . نظم
مسلّم شد اقليم تنگت همه * شده بنده فرمان شاه و رمه وز آنجايگه عزم قرقيز كرد * برآشفت و آهنگ خونريز كرد
چون بدانجا رسيد بزرگان و سرداران پيشكش‌ها كشيدند و قدم متابعت بر جادهء اطاعت نهادند . بيت
ز قرقيز و تنگت چو شد بازگشت * سپاه وى از چند و چون درگذشت

گفتار در روىآوردن چنگيز خان بر سر توقيا بيگى و كوشلك و مطيع گشتن ايرات و قرلغ و ايغور

در زمستان همان سال چنگيز خان رو به‌طرف توقيا بيگى و كوشلك نهاد . [ نظم ]
كه بد پاره فتنه انگيخته * به حيلت ز پيكار بگريخته از اين بار چون كوشلك پيش بود * هراسان به سرحد ارديش بود شهنشه چو آب از هوا بست يخ * بشد با سپاهى چو مور و ملخ
و در اثناى راه قوم ايرات لشكر را راه بر شدند و در ارديش به ايشان رسيدند و به محاربه مشغول شدند . توقيا بيگى را در آن جنگ به تيرى آخر كردند . [ بيت ]
چو با شير ، آهو نبرد آورد * بسا دل كه با خود به درد آورد