تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
[ بيت ]
برآورد از وى درآورد گرد * همه قوم مركيت را ايل كرد
توقيا بيگى با پسر خود گريخته به پيش بوىروق برادر تايانگ خان رفت و تموچين از آنجاى روى به تنگت آورد و آن را قاشين نيز گويند . [ بيت ]
چو از كار مركيت پرداخت شاه * به اقليم تنگت سپه تاخت شاه
و در اثناى راه طايراسون را - كه در قلعه متحصّن بود - گرفته پيش او آوردند و چون به قاشين رسيد ، قلعهء آن را مسخر كرده ، با زمين هموار كرد . [ بيت ]
ولايات قاشين همه كرد پست * ز غارت همه مالش آمد به دست
و تموچين هر قومى كه ايل مىشدند داخل لشكر خود مىكرد و از سختى و زحمت به آسانى و نعمت مىرسانيد و هركسى كه سركشى مىكرد او را با قوم و تبع به تيغ بىدريغ مىگذرانيد ، تا به اين طريق تمام اقوام و الوس را ايل گردانيد و جماعه‌اى را كه در جنگ اوّل اونگ خان با او بودند استمالت نموده ، يرليغ و پاييزه داده بود ، ايشان را تومان و هزاره و صده و دهچه نيز مقرّر فرمود و هنوز به همان دستور ، آن مناصب در ميان ايشان باقى است .

ذكر قرلتاى كردن تموچين و لقب چنگيز خان بر او اطلاق شدن

به تاريخ سنهء اثنى و ستمائه مطابق بارس‌ئيل ، در وقتى كه نيّر اعظم خانهء شرف را مشرف گردانيده بود ، سلطان طبيعت قواى ناميه به آرايش باغ و راغ فرمان داده ؛ [ نظم ]
به خرم بهارى كه در خار و سنگ * گل و لاله افكنده پر بوى و رنگ لب چشمه‌سار و رخ مرغزار * بد اندر خوشى چون لب و روى يار همه كوه و در ، پرگل و لاله بود * دهان گل و لاله پرژاله بود
تموچين به تهيّه قرلتاى فرمان داد - و جمعيّت بزرگ را به زبان مغولى قرلتاى
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 83 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى