جنگ كردن تموچين با تايانگ خان
به تاريخ منتصف جمادى الثانى سنهء ستّمائه ، موافق سيچقانئيل ، تموچين متوجه جنگ تايانگ خان شد .
[ نظم ]
تموچين جهاندار فرّخنژاد * به پيكار تايانگ خان رو نهاد
ببودند تا اوّل ماه دى * به جايى كه بد نام آن [ كلتكى ] « 1 »
و از آن موضع ، قبلاىنويان و جبهنويان را به منغلاى روانه گردانيد .
[ نظم ]
به فرمان شاه فلك مرتبه * سرافراز قبلاى و نويان جبه
برفتند بر عادت منغله * به پيش اندرون با بسى مشغله
از آن طرف تايانگ خان با امرا مشورت كرده ، گفت : « صواب آن است كه ما چند منزل بازپس نشينيم كه اسبان ايشان لاغرند و هرآينه در راه ، از هم بريزند » .
[ بيت ]
اگر چند تدبير او راست بود * ولى آنچه تقدير مىخواست بود
و تايانگ خان را اميرى بود قورى سوياچو نام كه از خردى باز به سن با او بزرگ شده بود . او را گفت پدرت اينانج خان :
[ نظم ]
يكى روز از جنگ ناسوده بود * كسى را پس پشت ننموده بود
ترا دل به خاتون گرايد همى * ز تو بوى مردى نيايد همى
چو بشنيد از خشم و كين بىدرنگ * چو شير ژيان كرد آهنگ جنگ
چون لشكر از هردو جانب صف كشيده بههم رسيدند ، چنگيز خان قلب را به پسر خود جوجى سپرد و [ دو ] لشكر از طرفين گورگه زدند و برغو كشيده ، به جنگ مشغول شدند .
هامش
( 1 ) . در متن جاى كلمه خالى است ؛ تكميل از د 1710 .