تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
حدّ طفوليّت به درجهء رجوليّت رسيد ، زحمت‌ها كشيد و در بند و بلاها افتاد و چون او را دولت‌هاى عظيم مقدّر بود از آن مهلكه‌ها خلاص يافت و با قوم جاموقه و اقوام تايجوت و قنغرات و جلاير و سوچى بيگ جنگ و كارزار بسيار كرد و نيز قوم برلاس - كه از نسل ايردمجى بود - به ايشان متّفق گشته مخالف شدند . [ نظم ]
ز اقوام تايجوت و از قنغرات * و برلاس و ارخان « 1 » و از جاجرات شدند اين همه مهتران يك زبان * به جنگ تموچين ببسته ميان
و در اين ولا ، تموچين به واسطهء قرب جوارى كه با اونگ خان داشت متوجه او شد و از قوم برلاس : [ نظم ]
ز سوغوجيجن بود پور نكو * جهانگير و فرمان ده و نيك‌خو يگانه كه فخر نه و چار « 2 » بود * ز اقبال نامش قراچار بود
با تموچين موافقت كرد و به واسطهء دوستى قديم كه ميان يسوكا بهادر و اونگ خان بود ، به اتفاق متوجه اونگ خان شدند كه حاكم قوم كراييت بود و او خانى بود باشوكت و پادشاهى باحشمت و آلتان‌ختاى با او در مقام اتحاد و موافقت . [ بيت ]
از او كس در آن عهد برتر نبود * كسى را چنان گنج و لشكر نبود
و چون تموچين به ملازمت او مشغول شد ، اونگ خان را رأى و رويّت و فرّ و هيئت او مقبول افتاده و روزبه‌روز ، كار او بالا مىرفت چنان‌كه خان در كارهاى ملكى به او مشورت كردى . به تدريج به مرتبه‌اى رسيد كه او را فرزند خواند و تمامت مصالح جمهور به دو مفوّض گشت و در پيش اونگ خان بسى كارها كرد و دستبردها نمود و از آن جمله با اركه‌قرا برادر اونگ خان در مقام مخالفت بود و با بوركينا و توقيا بيگى پيشواى قوم مركيت محاربه كرد و بر همه غالب آمد .
هامش
( 1 ) . د 1 / 1520 : دريات . ( 2 ) . د 1 / 1520 : نه فخر و نه عار .