تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
پادشاهى باصولت بود و در آن ايّام ، به مردانگى و راى و فرزانگى او نبود ، از اين جهت لقب خانى او را به بهادرى بدل كردند . و چون بر سرير ملك متمكن شد ، عم او قاجولى وفات يافته بود . پسر او ايردمجى را راه و رسم پدر ارزانى داشت و سردارى و لشكركشى بر ايردمجى مقرر گشت و لقب برلاسى بر وى اطلاق يافت و او را ايردمجى برلاس گفتند و برتان بهادر را چند فرزند بود ، اما يسوكا بهادر به كمال فرزانگى و مردانگى ممتاز بود . [ نظم ]
اگر چند برتان بسى پور داشت * يكى بود كز بخت منشور داشت پس از شاه برتان يزدان‌پرست * يسوكا بهادر به خانى نشست

ذكر پادشاهى يسوكا بهادر

چون نوبت خانى به يسوكا بهادر رسيد ، ايردمجى برلاس از دار فنا به دار بقا رحلت نمود و از او بيست و نه پسر ماند . بزرگترين ايشان سوغوجيجن به عقل و مردانگى ممتاز بود و به زكاء و فرزانگى سرآمدهء روزگار - و معنى جيجن عاقل است . يسوكا بهادر او را ترحيب و تعظيم نهاد و به‌جاى پدر مقرّر فرمود و امور ملكى و اشغال خانى را به استصواب او انتظام داد . و از آن بيست و نه برادر ، نسل بسيار پديد شد و چون ميان يسوكا بهادر و تاتار كينه‌اى ديرينه بود ، با سوغوجيجن كنكاج كرد و لشكر بسيار جمع آورد و بر سر تاتار تاخت كردند . [ بيت ]
به يارى يزدان و نيروى بخت * بر ايشان يكى تاخت كردند سخت
و خان و مان و مال و نعمت ايشان را به غارت دادند و تموچين و قرابقا - كه حاكم و والى تاتار بودند - هردو را اسير كرده ، بند نهادند . [ بيت ]
به مردى گرفت آن دو سردار را * به‌هم برزد اقليم تاتار را بزرگان آن قوم را كرد خورد * همه خان و مانشان به غارت ببرد
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 70 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى