ايشان بماند . و خواب دوم را تعبير آن است كه از نسل تو هفت فرزند به ترتيب بيايند كه حكومت و پيشوايى به واسطه كنند . اما نوبت هشتم كه ستارهء بزرگ طلوع كرد آن است كه يكى از نسل تو جهانگيرى كند و اكثر ممالك را مالك شود و او را فرزندان شود و هريك خان ملكى و شاه اقليمى شوند و بعد از او وارث و والى مملكت باشند و چون تومنه خان تعبير خواب با قبل و قاچولى تقرير كرد ، به نوعى كه بعد از وقوع مصدوقه
يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا
« 1 » به عين اليقين به ظهور پيوست ، ايشان به حضور پدر با يكديگر بيعت كردند كه تخت خانى قبل خان را بود و شمشير و حكمرانى قاجولى را مقرر باشد كه فرزندان را وصيّت كنند كه نسلا بعد نسل همين طريقه رعايت نمايند و فصل به خط ايغورى در اين باب قلمى كردند و هردو خط بر آن نهادند و پدر نيز آل تمغاى خود بر آن نهاد و به خازن خان سپردند و چون مدّت عمر تومنه خان سپرى شد ، قبل خان بر تخت نشست و قاجولى با او در مقام اتحاد و موافقت درآمد .
ذكر پادشاهى قبل خان
قبل خان پادشاهى باشكوه و خانى گيتىستان بود و سيوم جدّ چنگيز خان ، و مغول او را النجيك خان گفتندى يعنى رعيّتپرور ، و تمام خيل مغول با او موافقت و يكجهتى نمودند .
بيت
بد او مهتر صنف نيرونيان * همو شاه و سردار قوم قيان
خان ختاى از صيت قوّت و نصرت و آوازهء عدل و شوكت او انديشهناك شد و ايلچى فرستاد و او را به دوستى پيش خود خواند .
بيت
چنان خواست كز راه مهر و وفا * ميانشان بود دوستى و صفا
هامش
( 1 ) . يوسف / 100 .