ذكر خواب ديدن قاجولى و تعبير كردن تومنه خان
شبى قاجولى به خواب ديد كه از جيب قبل خان ستاره برآمده اوج گرفت و تاريك شد ، بعد از آن ستاره ديگر برآمد و غروب كرد و نوبت سيوم هم كوكبى برآمد و غروب كرد . كرت چهارم اخترى برآمد نورانى ، هم از جيب او كه مجموع آفاق را روشن گردانيد و از آن كوكب روشناييى به چند ستاره منشعب شد كه هريك از آنها شعاع و روشنى به ناحيتى افكندند و چون آن ستارهء روشن ناپيدا شد ، اطراف و نواحى همچنان روشن بود . از خواب بيدار شد و احتياط كرد ، هنوز ثلثى از شب مانده بود . در تعبير آن خواب لحظهاى تأمل كرد و در آن تفكر مىكرد تا به خواب رفت . ديگرباره در خواب ديد كه از جيب خودش ستارهاى طلوع كرد و چون ناپيدا شد يكى ديگر طلوع كرد و ناپيدا شد پس سيوم بار نيز ستارهاى برآمد و ناپيدا شد تا هفت نوبت براين ترتيب ؛ آنگاه در نوبت هشتم ستارهاى بزرگ طلوع كرد و ملك و جهان را نور و ضيا بخشيد و از او چند ستارهء كوچك منشعب شد كه هريك خطّهاى را روشن كردند و چون آن ستارهء بزرگ به حدّ مغرب رسيد و ناپيدا شد ، شعبههاى او همچنان روشنايى داشتند و چون قاجولى از هيجان آن رؤيا بيدار شد ، وقت طلوع صبح صادق بود . همان روز پدر را به خلوت دريافت و صورت خواب اوّل و دوم با او بيان كرد و تومنه خان از آن خواب خوشدل شد و قبل خان پسر بزرگ را پيش خود خواند و خواب را يك بار ديگر از او سؤال كرد و صورت خواب را با پدر و برادر بگفت .
به حكم « أرباب الدّول ملهمون » 25 « 1 » تومنه خان هردو خواب را تعبير كرد و گفت خواب اوّل را تعبير آن است كه بهترتيب سه شاهزاده از قبل بر تخت خانى حاكم شوند . امّا مرتبهء چهارم از عقب ايشان پادشاهى ديده شود كه مملكت عالم را در تحت تصرف درآورد و او را فرزندان شوند و اطراف و اكناف را بر ايشان قسمت كند و هريكى را خان مملكتى گرداند و چون او از جهان برود ، مدّتى سلطنت بر
هامش
( 1 ) . متن : ملهم .