ظفرقريناند بخش كنند ، مردم را از هواى نعل ، نعل طمع بر آتش آرزو تافته شد و هر كس از سران سپاه مجموع نوكران و اتباع خود را كه رسيده بودند و بعضى زياده بر آن نيز بازخواندند و بعد از آن فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه قلعه را اضافتى كنند چنانچه چشمهء مذكور داخل حصار باشد و برحسب مفصل قسمت نعل يساق انداخته ، و روز شنبه ششم ماه و يكشنبه و دوشنبه تا نماز ديگر به كفايت آن مهم اشتغال رفت ، به حدى كه مجموع امرا و اشراف - تا به ديگران چه رسد - به دست خويش برحسب فرموده ، خشت مىكشيدند و پسينگاه دوشنبه كه آن مهم به اتمام پيوست از نوكران اميرزاده پير محمد ، نصرت قمارى را با سيصد كس از قوشون او و سه اغلان جوجىنژاد مقدم ايشان يارق « 1 » اغلان « 2 » با چهارصد خانه كوچ اوزبك ، به محافظت قلعه تعيين فرمود و ضبط قلعهء ايرياب « 3 » و شنوزان را به عمزادهء شيخ نور الدين ، شيخ حسن سخت كمان نامزد كرد و بهطرف گنبد شيخ مبارك شاه ، به مباركى روان شد و در آنجا اتفاق نزول افتاد . و روز سهشنبه نهم ماه از آن منزل كوچ كرده ، به راه كرماج روان گشت و در اين دره ، شيخ احمد خواجه اوغانى به عزّ وصول و حضور در بارگاه عالمپناه فايز شد و لب دولتش از تقبيل دست دريانوال ارتشاف زلال سعادت و سلسال اقبال نمود ، ليكن شيخ از اقامت وظايف شيخى - كه در امثال اين ولا بسط خوان و خدمت اصناف رسندگان تواند بود - قاصر آمد و به پيشبرد راه و رسم فقر و درويشى موفق نگشت - و طوبى ثم طوبى لأصحاب التوفيق .
[ نظم ]
برومند باد آن همايون درخت * كه در سايهء او توان برد رخت
كه از سايه آسايش جان دهد * كه از ميوه آرايش خوان دهد
265 و همان روز وقت نماز ديگر ، خانهء شيخ عبدل به موضع اسيكا از فرّ قدوم مبارك حضرت صاحبقرانى ، نمودار روضهء رضوان گشت و اين شيخ از مساعدت توفيق ، وظيفهء خدمت به قدر وسع به تقديم رسانيد و روز چهارشنبه دهم ماه از موضع
هامش
( 1 ) . م : بارق .
( 2 ) . الف : اقل .
( 3 ) . ع : ديرباب .