موضع سانبست « 1 » - كه از توابع كوهجودى است - محل نزول بحر احسان وجود گشت ، و روز دوشنبه غرهء همايون ماه رجب از موضع سانبست « 2 » به سپهر تيزگرد يعنى سمند عالمنورد برآمد و به طالع سعد روان شد و حوالى قلعهء بروجه از فرّ نزول فرخنده غيرت چرخ برين گشت . و در همان روز اول وقت پيشين بعد از اداى نماز باز به مباركى سوار شد و به چول جلالى برآمد و به تعجيل هرچه تمامتر براند ، و وقت نماز شام از آن چول بيرون آمده ، در كنار مغاكى كه از آب پشهكال بقيهاى در آن مانده بود نزول فرمود و از قريهء بروجه تا اين منزل سى كروه است - و سبب تسميهء اين چول به چول جلالى سبق ذكر يافته . و روز سهشنبه دوم ماه وقت چاشت سلطانى ، ساحل آب سند از وصول درياى مكرمت و نوال غرق عرق خجالت و انفعال شد و جماعت امرا كه محافظت حدود و نواحى قلعهء نغر « 3 » و بانو و ضبط طرق و مسال آن سرزمين به ايشان مفوّض بود ، مثل پير على سلدوز و ديگر سرداران برحسب فرموده ، بر سر آب سند پولى « 4 » از سه پايه و خس و كشتى بسته بودند ، رايت فتحآيت روان از آن پل عبور نمود و تا نيم روز بر لب آب توقف فرمود ، و امير اللّه داد را بر سر پول « 5 » باز « 6 » داشت كه آغرق و لشكريان - كه از عقب مىآمدند - بگذراند ، و هنگام نماز پيشين به اقامت وظيفهء وقت قيام نموده ، به سعادت و اقبال سوار « 7 » شد و ده كروه راه رانده ، نزول فرمود . و چهارشنبه سوم ماه از آن موضع روان شد و مرحلهء بانو به عزّ نزول همايون مشرّف گشت و پير على تاز و امير حسين قوچين و ديگر سرداران كه جهت دفع مفاسد اوغانيان برحسب فرمان در بانو بودند و از مدت هفت ماه باز ، شرف ملازمت ساحت گيتىپناه درنيافته ، در اين مقام چشم سعادت را به سرمهء كام « 8 » روشن گردانيده ، لب عبوديت به دولت زمينبوس رسيد و به مساعدت توفيق ، ديدهء اميدشان از « 9 » مشاهدهء جمال مقصود برخوردارى يافت و
هامش
( 1 ) . الف : سانيست ؛ سعادتنامه [ 176 ] : سانبت ؛ ظفرنامهء شامى ( به نقل از سعادتنامه ، 176 : شانيت .
( 2 ) . الف : سانيست ؛ سعادتنامه [ 176 ] : سانبت ؛ ظفرنامهء شامى ( به نقل از سعادتنامه ، 176 : شانيت .
( 3 ) . ع : نغز .
( 4 ) . الف ، ع : پلى .
( 5 ) . الف : پل .
( 6 ) . الف : - باز .
( 7 ) . ع : روان .
( 8 ) . الف : - كام .
( 9 ) . ع : + سرمه .