خاص دول « 1 » ساخته محمل عالى را - كه عالمى در او درج بود - به گردن گرفته به راه آب دره مىبردند و آن راهى بغايت تنگ است و در اثناى آن عقبهاى هست سياه پيچ « 2 » نام « 3 » و از اول دره تا آن عقبه بيست و شش نوبت ، و از آن عقبه تا به نهايت دره بيست و دو نوبت از يك « 4 » آب مىبايد گذشت . و دوشنبه پانزدهم نوكران حضرات عاليات سراى ملك خانم و تومانآغا و ساير آغايان شاهزادگان از سمرقند برسيدند و بيلاكات به عزّ عرض رسانيدند و اخبار سلامتى فرزندان كامگار و اعزّهء رفيعمقدار عرضه داشتند و حضرت صاحبقران از ايشان قتلقتمور نوكر تومانآغا را روانه داشت كه پيلان را از آغرق به تعجيل بياورد و به واسطهء ملالت مزاج همايون خاطر بندگان و دولتخواهان بغايت پريشان بود و روز روشن به چشم صغير و كبير تيرهتر از شب روى شسته به قير مىنمود 266 تا آخر روز چهارشنبه هفدهم ماه كه از آب دره عبور افتاد و روح الامين به امر رب العالمين رقيهء ، « بسم اللّه ارقيك عن كل داء يؤذيك » بر دست و پاى آن سرور سپهر تمكين دميد و انوار صبح صحت و سلامت از مطلع
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
« 5 » بدرخشيد و ذات بزرگوار خسرو ديندار - كه سلامتش سبب استقامت جهان و جهانيان بود - از فضل ذو الجلال به حال اعتدال بازآمد . همگنان مراسم شكر و شكرانه به اقامت رسانيدند و روز پنجشنبه از موضع سرآب به محفّه نشسته ، بهطرف بقلان توجه فرمود و قريهء آخر از شرف نزول فرخنده بر چرخ برين تفاخر نمود و در آنجا آش خورده ، به سعادت و اقبال روان شد و به موضع قرابلاق فرود آمد و خواتين اميرزاده پيرمحمد و حرم امير جهانشاه و امرا و رعاياى ولايت بقلان ساورىهاى لايق ترتيب كرده ، به محل عرض رسانيدند . و روز آدينهء نوزدهم ماه ، رايت اسلامپناه ، وقت چاشت سلطانى به موضع سمنگان رسيد ، و هم در آن روز كوچ كرده ، موضع غزنيك « 6 » مخيّم نزول همايون گشت و روز شنبه بيستم ماه موضع خلم از وصول موكب جهانگشاى مشرّف شد و نيم روز از آنجا روان شده ، نيم شب به لب آب جيحون رسيدند .
هامش
( 1 ) . ع : دوال .
( 2 ) . ع : يخ .
( 3 ) . ع : - نام .
( 4 ) . م : تك .
( 5 ) . شعراء / 80 .
( 6 ) . ع : غزليك .