اهالى آن سرزمين به آن سور از شيون تعرض اعادى ايمناند ، بىكلفت مرمت و انديشهء آنكه به مرور زمان و آسيب باد و باران خللى به آن راه يابد . چه معظم راههاى عام آن ولايت سه طريق است : يكى به صوب خراسان و آن راهى است بغايت دشوار چنانچه نقل احمال و اثقال از آن طريق بر پشت دواب ميسّر نمىشود و مردم آنجا به آن كار معوّد شدهاند آن را بر دوش گرفته ، به چند روز به جايى مىرسانند كه بر چهارپاى « 1 » بار توان كرد ، و راهى كه به صوب هندوستان دارد بر همين منوال است ، و طريقى كه بر صوب تبت واقع شده ، از آن دو راه آسانتر است اما چندروزه راه علف بسيار هست كه طبيعت زهر دارد و سواران را عبور از آن طريق دشوار است كه چهارپايان تلف مىشوند .
[ شعر ]
وقاية اللّه اغنت عن مضاعفة * من الدروع و عن عال من الأطم
القصه حضرت صاحبقران شب شنبه بيست و نهم از موضع جبهان نهضت نموده و چهار كروه راه قطع فرموده ، كنار آب دندانه مركز رايت نصرت شعار گشت و روز شنبه رايت ظفرنگار به تأييد پروردگار ، فولى « 2 » به اشارت عليّه بسته بودند گذار فرمود و در عبور از آن پل لشكريان پياده را از ترك و تازيك معاونت و مساعدت به اقصى الغاية ارزانى داشته شد و مير شاه ملك و جلال الاسلام مأمور گشتند كه تمام لشكر را از فول « 3 » بگذرانند .
گفتار در روان شدن صاحب « 4 » قران بىهمال به استعجال به صوب مستقرّ سرير سلطنت و جلال
صباح يكشنبه سلخ جمادى الآخر حضرت صاحبقران پيش از لشكر نهضت نموده ، به طوف سمرقند ايلغار فرمود و بيست كروه راه به زير آب دندانه براند و
هامش
( 1 ) . ع : چهارپايان .
( 2 ) . الف : پلى ؛ ع : پل .
( 3 ) . الف : پلى ؛ ع : پل .
( 4 ) . ع : + حضرت .