گفتار در گذشتن حضرت صاحبقران از جيحون و استسعاد يافتن حضرات و « 1 » فرزندان به عزّ ملاقات همايون
روز يكشنبه « 2 » بيست و يكم رجب چاشتگاه « 3 » صاحبقران دريانوال به كشتى از آب عبور فرمود و در آن مقام درارى سپهر سلطنت و جهاندارى اميرزاده الغ بيگ و اميرزاده ابراهيم سلطان و خدر معلّى ، بيكيسى سلطان و مخدّرات تتق عظمت و جلالت ، سراى ملك خانم و تكل خانم و تومانآغا و ساير شاهزادگان و مجموع اعيان و اكابر و اشراف از سمرقند و اطراف به عزم استقبال پيش آمده ، به دولت ملاقات حضرت اعلى استسعاد يافتند و زبان بهجت و فرح ، به اداى تهنيت فتح آراسته ، دست استبشار به افشاندن نثار برگشادند ، چندان جوهر و دينار به رسم نثار ريخته شد كه تمام ريگ جيحون كنار ، چون خاك كان ، به جوهر و زر آميخته گشت .
[ نظم ]
ز بس گوهر و زر كه پاشيده شد * شعاع مه و مهر پوشيده شد
تو گفتى كه از چرخ گردنده پاك * فروريخت انجم سراسر به خاك
و روز يكشنبه و دوشنبه در ترمد توقف نمودند و روز دوشنبه خانزاده علاء الملك - كه صحت انتسابش به دودمان نبوّت و رسالت از وصمت شبهه و ارتياب مصون و پايهء قدرش در رفعت و جلالت از منزلت آفتاب بلند جناب ، افزون بود - حضرت صاحبقران گيتىستان را طوى داد و پيشكشهاى لايق به موقف عرض رسانيد ، و روز سهشنبه بيست و سيوم رايت نصرت شعار از ترمد به قشلاق جهانشاه انتقال نمود و روز چهارشنبه بيست و چهارم موضع تركى گرمابه را رتبت سپهر برين بخشيد و روز پنجشنبه بيست و پنجم از قهلغه گذشته ، آب باريك محل نزول بحر مكرمت و افضال گشت و جمعه بيست و ششم جگداليك مركز رايت فتحآيت شد و روز شنبه بيست و هفتم ماه « 4 » موضع قوزى منداق و روز يكشنبه
هامش
( 1 ) . ع : - حضرات و .
( 2 ) . م : شنبه .
( 3 ) . ع : - چاشتگاه .
( 4 ) . ع : - ماه .