تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 966

مساهمون:

ص٩٦٦

گفتار در مواقف غزوات حضرت صاحب‌قرانى در نواحى جمو

بارى سبحانه و تعالى كه از كمال قدرت بازوى نيروى مجاهدان ميادين دين « 1 » را به تعويذ تأييد
وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
« 2 » تقويت بخشيد و بر منشور سعادت حاميان حوزهء اسلام توقيع رفيع
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
« 3 » كشيده ، عنايت بىنهايتش صاحب‌قران گيتىستان را به مزيد توفيق و تأييد مخصوص گردانيده بود و قامت اقبالش را خلعت گرانمايهء
نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ
« 4 » پوشانيده ، لاجرم در هر موقف كه آن مؤيد پاك‌اعتقاد رايت سعى و اجتهاد برافراخت ، هماى نصرت ، بال سعادت گشاده ، در سايه‌اش آشيان ساخت و در هر معركه كه مركب جهان‌نورد را به جولان درآورد جنود فتح و وفود فيروزى ، عنان در عنان نهاده ، همراهى كرد . و چون همت عالى از غزوات حدود « 5 » كوه سوالك و اطراف و اكناف آن فراغت يافت و ضمير منير از كفايت اين مهم بپرداخت ، روز يكشنبه شانزدهم ماه جمادى الآخر رايت نصرت‌شعار از مواضع منسار در ضمان حفظ و تأييد پروردگار نهضت نمود و شش كروه راه قطع كرده ، در مقابل قريهء بايله - كه از نواحى جمو است - نزول فرمود ، و در همان روز امير شيخ محمد ايكوتمور و مبشر و از تومان اميرزاده خليل سلطان ، اسمعيل برلاس متوجه قريهء بايله شدند . اهالى آن موضع مردم دلاور بودند و جنگل‌هاى محكم داشتند ، چپرها در كنارهء جنگل ترتيب كرده ، مقابله و مقاتله را آماده گشتند و رايت عصيان و عناد برافراشتند . مبارزان لشكر اسلام خواستند كه بىدرنگ به جنگ مبادرت نمايند و بر آن كافران حمله كنند ، در آن‌حال از موقف جلال كس آمد و فرمان رسانيد كه محاربه موقوف دارند تا روز ديگر كه لواى نصرت‌انتما ، سايهء توجه بر آن صوب اندازد . و روز دوشنبه هفدهم ماه ، حضرت صاحب‌قران گيتى « 6 » گشاى بر تكاور جهان‌پيماى سوار شد و سپاه ظفرپناه صف‌ها كشيده ، ميمنه و ميسره و قلب و جناح بياراستند و
هامش
( 1 ) . ع : + نبوى . ( 2 ) . صافات / 173 . ( 3 ) . مائده / 56 . ( 4 ) . صف / 13 . ( 5 ) . ع : - حدود . ( 6 ) . م : كشور .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 966 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى