گفتار در مواقف غزوات كه در حد ديگر از كوه سوالك در بيشهها واقع شد
روز چهارشنبه دهم جمادى الاول كه خسرو سيارگان از بحر مغرب و خفا عبور نموده ، به جانب « 1 » ديگر از افق رايت طلوع و ظهور برافراخت ، حضرت صاحبقران از موضع كندر نهضت فرمود و از آبجون عبور نموده ، حدى ديگر از كوه سوالك را مركز رايت كشورگشا ساخت . و همان روز به مسامع جلال رسانيدند كه در آن حدود يكى از رايان هند - رتننام - نداى دعوت درداده و كمند احتشاد درانداخته و خلقى كثير از مجوس و اصناف هندوان از اطراف و جوانب بههم پيوستهاند و در ربقهء ايالت و حكومت او درآمده و به كوههاى منيع و بيشههاى حصين پناه جسته ، كه از غايت بلندى كوه شعاع بصر از نشيب آن به فراز نمىرسد ، و از غلبهء درختان بيشه ، پرتو آفتاب و ماه از بالا به زمين نمىافتد ، چنان كه در حصانت و محكمى از كوه و بيشهء مازندران گذشته است ، و جز به درخت بريدن و راه پيدا ساختن ، به آنجا درآمدن ممكن نيست .
حضرت صاحبقران در چنان محلى با خطر و جنگلى پرحذر ، چندان توقف نفرمود كه شب بگذرد ، و هم در شب پنجشنبه پانزدهم ماه فرمان داد كه امراى قوشونات ، مشعلها افروخته و لشكرها مرتب ساخته ، روان شدند و به بريدن و انداختن درخت و پيدا ساختن راه دست جلادت برگشادند . و به فرّ دولت قاهره در آن شب دوازده كروه مسافت راه ساخته و گذار پيدا كرده ، قطع كردند و چون برق خاطف از آن بيشهها بگذشتند ، و روز پنجشنبه پانزدهم ماه - كه خسرو سيارگان ، رايت زرنگار در اطراف قاف لاژوردى مطاف ، برافراشت - اعلام ظفر فرجام اسلام به ميان دو كوه - كوه سوالك و كوه كوكه - رسيده بود و سر به عيوّق افراخته ، و راى رتن در آن محل ميمنه و ميسره را به رسم و آيين تزيين داده بود و با اتباع و اشياع جنگ را آماده گشته و اسباب جدال و قتال مهيا ساخته ؛ اما همانكه صداى « 2 » طنطنهء
هامش
( 1 ) . ع : به جايى .
( 2 ) . ع : - صداى .