تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 960

مساهمون:

ص٩٦٠
ز بس گبر كافتاد و ديگر نخاست * شد آن درّه با قلهء كوه راست ز بس خون كه از زخمداران چكيد * ز هندوستان خون به جيحون رسيد
آخر الامر هماى ظفر در سايهء رايت اسلام ، بال فيروزى برگشاد و حزب شيطان و آن زمرهء كفر و ضلال نيست و ناچيز شده غنايم فراوان از اموال و برده و مواشى و غير آن ، ضميمهء ديگر فتوحات غازيان و مجاهدان شد ، و اشارت عليّه از موقف مرحمت و عاطفت پادشاهانه صدور يافت كه از مردم قوىحال كه هريك سيصد و چهار صد گاو گرفته بودند ، بعضى بازستده بر مردم ضعيف بخش كنند ، و از ميامن آن نصفت و بنده‌پرورى آحاد و افراد لشكريان از سوار و پياده ، خرد و بزرگ مجموع از آن غنايم و فتوحات بهره‌مند گشتند و هيچ‌كس محروم نماند و شب يكشنبه - كه جمشيد شرقى تبار خورشيد به شبستان مغرب خراميد - حضرت صاحب‌قران به وثاق اميرزاده پير محمد نزول فرمود و منزل شاهزاده از آن حسن اتفاق ، غيرت نهم رواق فيروزه طاق گردون گشت ، و روز يكشنبه بامداد [ بيت ]
چو خورشيد تابنده بنمود چهر * در باغ بگشاد گردان سپهر
رايت منصور از آن مرحله روان شد و به سعادت و اقبال به اردوى همايون رسيد ، به موضع بهره - كه از نواحى بكرى بود - مشهور به ولايت مياپور ، و روز دوشنبه دوازدهم ماه « 1 » از بهره كوچ كرده ، چهار كروه راه برفتند و در موضع شق‌سار « 2 » ساوه اتفاق نزول افتاد و به سبب بسيارى غنيمت - كه لشكريان ظفرقرين را جمع آمده بود و نقل آن به آهستگى ميسّر مىشد - هر روز زياده از چهار گروه راه رفتن تعذرى داشت . روز سه‌شنبه سيزدهم ماه از آنجا نهضت نموده ، موضع كندر « 3 » معسكر سپاه نصرت‌پناه گشت ، و مسافت ميان اين دو منزل چهار كروه نزديك بود . ابلق ايام رام و خنگ فلك برحسب مراد خوش‌لگام ، و حفظ ملك علام در جنبش و آرام ، به هر منزل و مقام حارس ذات سپهر احتشام - و الحمد للّه على تتابع الافضال و دوام الانعام .
هامش
( 1 ) . م : - ماه . ( 2 ) . ع : ساز . ( 3 ) . ع : كندز .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 960 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى