زدند و به كوهها گريختند و لشكر اسلام از پى ايشان درآمده ، تيغ زمردفام را از تن شبهرنگ آن تيرهرايان سياهروى ، گونهء ياقوت رمّانى بخشيدند و اكثر آن بىدينان را به تيغ غزا بگذرانيدند و اندكى از آن ورطه نيم جانى بيرون بردند و پراكنده گشتند و اموال و اسباب بىحدّوشمار فتوح روزگار « 1 » لشكريان نصرتشعار گشت و چون آن ديار و نواحى از خبث وجود مشركان پاك شد ، رايت فتحآيت در همان روز بازگشته ، از درياى گنگ عبور فرمود و در ساحل دريا به اقامت نماز پيشين قيام نمود ، و بر فتحهاى ارجمند و نيل درجات بلند ، شكر بخشايندهء بىمانند به ادا رسانيد ، و هم در آن ساعت سوار شده ، پنج كروه راه براند و در طرف زير آب گنگ نزول فرمود ، حفظ الهى در حركت و سكون ، حارس و نگهبان ، و فتح و ظفر در شب و روز طليعهء سپاه گيتىستان - و الحمد و المنة للّه العظيم المنان « 2 » .
گفتار در عزم مراجعت حضرت صاحبقران از ممالك هندوستان
چون قايد قدرت كاملهء
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
« 3 » حضرت صاحبقرانى را توفيق ارزانى داشت و تأييد بخشيد تا اقامت فرض جهاد را وجههء همتعالى ساخته لشكر اسلام را به ديار هند كشيد و فرمان داد تا سپاه ظفرپناه چند فوج شده هر فوجى به راهى متوجه شدند « 4 » و از سرحد آن ممالك تا به دهلى - كه پاىتخت هندوستان است - هركجا حصارى و قلعهاى بود همه را تسخير كرده ، از خبث وجود گبران و بتپرستان به آب تيغ غزا پاك ساختند .
و چون از فتح دهلى و قلعوقمع مفسدان آنجا پرداخته به صرّه كشور هند درآمدند ، و رسوم كفر و ضلالت از تمام سواحل درياى گنگ و دره كوپله و ساير مواضع آن حدود و نواحى برانداختند - به موجبى كه كيفيت آن به تفصيل شرحپذير گشته - رأى عالمآراى آن حضرت - كه در آيينهء حال صورتمآل استقبال مشاهده نمايد و به حسن تدبير سررشتهء تقدير بازيابد - عزم مراجعت تصميم فرمود و روز
هامش
( 1 ) . ع : - روزگار .
( 2 ) . الف : و الحمد للّه المهيمن المنان .
( 3 ) . يونس / 22 .
( 4 ) . ع : - هر فوجى به راهى متوجه شدند .