استراحت آسايش فرمايد . چون اين خبر به مسامع عليّه رسيد همت ملكانه ادّخار مثوبات جاودانى بر طلب راحت و تنآسانى اختيار نمود و در حال با جمعى از خواص بندگان و چندكس از امراى قوشون كه در منغلاى بودند متوجه آن دره شد و چون بيشههاى دشوار گذار در راه بود و هندوان كافر بسيار و لشكر حاضر اندك بودند ، حضرت صاحبقران را در خاطر عاطر گذشت كه اگر در اين ولا فرزند پير محمد و سليمان شاه مىرسند از لطايف صنع پروردگار تواند بود و حالآنكه سه روز پيشتر ايشان را بر سبيل تاخت به ناحيهاى دور فرستاده بود و متوقع نبود كه در اين موقف حاضر آيند . چه در مقابلهء پيروز نور « 1 » از آب گذشته بودند و تصور ايشان آن بود كه رايت جهانگشاى به اين طرف آب « 2 » عبور نخواهد فرمود و در اينروز يكشنبه وقت نماز ديگر به صورتى كه در ضمير منير نقش بسته بود و از دريچهء غيب عكسپذير گشته ، برسيدند و به موكب همايون پيوستند .
[ بيت ]
مگر كه لوح قضا بود راى شاه جهان * كه هرچه گشت مصور در او نگشت از آن
و به اتفاق به سر آن گبران راندند و زبان طاعت و دست شجاعت به ذكر تكبير و ضرب شمشير و رمى تير برگشادند ، و اكثر آن گمراهان را به تيغ جهاد بگذرانيدند و غنايم فراوان به دست لشكر اسلام افتاد و از الوان رخوت و انواع چهارپايان حتى شتر و گاو بسيار كه محاسب و هم تيزبين به عقد انامل ، قياس و تخمين شمار آن نتوانستى . و در آن يك روز ميامن اجر سه غزوه شامل روزگار خجسته آثار حضرت صاحبقران « 3 » گشت ، كه به نفس مبارك در مصاف كفار حاضر آمده بود و امثال اين توفيق بر سبيل ندرت اتفاق افتاده باشد ، به تخصيص سلاطين رفيع مقدار را .
و چون آن روز به آخر رسيد و چهرهء روزگار چون روى هندوان و رأى تيرهء بيدينان سياه شدن گرفت ، و در آن بيشهها كه محل غزوهء سوم بود از تنگى جاى موضع فرود آمدن نبود ، سپاه ظفرپناه اسلام ، مظفر و منصور ، با غنايم و فتوحات
هامش
( 1 ) . ع : پور .
( 2 ) . ع : - آب .
( 3 ) . ع : - حضرت صاحبقرانى .