نامحصور به موقف غزوهء دوم مراجعت نموده ، فرود آمدند . رايت فتحآيت به اوج اقبال و فيروزى افراخته و زمانه دعاى دوام ايام سلطنت و پادشاهى حضرت صاحبقران ورد زبان ساخته كه
[ نظم ]
ترا جاودان باد يزدانپناه * به كام تو گردنده خورشيد و ماه
جهانآفرين از تو خشنود باد * تن بدسگال پر از دود باد
هميشه پناهت جهاندار باد * سر دشمنانت نگونسار باد
گفتار در استيصال گبران كه به درهء كوپله بودند و ذكر سنگى بر شكل گاوى واقع شده در آنجا ، و تعظيم گمراهان هند آن را
درهء كوپله بر دامن كوهىست كه درياى گنگ از آنجا روان مىگردد و پانزده كروه راه بالاتر از آن موضع سنگى است بر شكل گاوى و آب آن دريا از آن سنگ بيرون مىآيد ، و گمراهان ديار هند آن سنگ را پرستش مىنمايند چنانچه يك ساله راه از اطراف و جوانب روى توجه به اين دره مىآورند و بدان گاو سنگين از خرى تقرب مىجويند و مردگان خود را مىسوزانند و خاكستر آن را همراه آورده در آن آب مىريزند و آن را وسيلهء نجات او مىدانند ، و زر و نقره نيز در آن آب مىپاشند و زندگان در آن آب درمىآيند و آب بر سر خود مىريزند و سر و ريش مىتراشند و آن را عبادتى مىدانند به مثابهء حج كه از اركان اسلام اهل ايمانست ، و ابو نصر عتبى - رحمه اللّه - حكايت غوايت كفار هند و عقايد فاسده كه در باب اين آب دارند در كتاب يمينى آورده 259 ، چه بعد از آنكه ناصر الدين سبكتكين و پسرش سلطان محمود سالها در هندوستان به فرض جهاد قيام نمودند و بلاد و قلاع آن ديار بهتدريج بگشودند - شكر اللّه مساعى المجاهدين و رضى عنهم - سلطان محمود در اواخر حال متوجه قنّوج شد و لشكر اسلام را به اين حدود رسانيد و صاحب ترجمهء يمينى