نام ، رايت عناد و استبداد برافراخته و اسباب جدال و قتال آماده ساخته » .
و چون شعاع شعور و اطلاع حضرت صاحبقران بر كيفيت آن احوال و اوضاع افتاد ، سحرگاه - كه هنگام وزيدن نفحات لطف الهى مىباشد - به نيت غزا سوار شد ، بازوى كامگارش به تعويذ
وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
« 1 » آراسته و پرچم رايت نصرتشعار را مشاطهء
فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ
« 2 » پيراسته ، عوان و انصار فيروزى آثار خروش گورگه و كوس به گوش بهرام انتقام آيين رسانيدند و از بس افروختن مشعلها شب هندو نهاد ظلمانى را كسوت رومى روز نورانى پوشانيدند و آن حضرت پيش از صبح با هزار سوار از درياى گنگ عبور فرمود و يك كروه راه رفته ، نماز بامداد بگزارد و به اقامت وظايف اوراد قيام نمود و مجموع سپاه ظفرپناه جبهها پوشيده ، به عزم غزو و جهاد روان شدند و چون نزديك لشكر مخالف رسيدند ، مبارك خان ده هزار سوار و پياده ترتيب داده بود و با طبل و علم و خيل و خدم « 3 » ايستاده ،
[ بيت ]
سر و تاجى از دعوى انگيخته * به تلبيس رنگى برآميخته
در آن حال به خاطر خطير صاحبقران جهانگير - كه مطرح انوار اسرار غيبى بود - خطور نمود ، كه هندوان بىدين به عدد بسياراند و سپاه اسلام در اين محل اندك و لشكرهاى ميمنه و ميسره كه به اطراف و جوانب روانه داشتهايم ، به مسافتى عظيم دورند ، تدبير جز محض توكل بر فضل خداوند خبير قدير نيست . و مقارن اين انديشه پنج هزار سوار از تومانات اميرزاده شاهرخ - كه پيش از اين با سيد خواجه و جهان ملك از آب گذشته بودند « 4 » و به تاخت رفته - برسيدند و به موكب همايون پيوستند ، به نوعى كه اگر وعده و قرارى رفته بودى برحسب فرموده
وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ
« 5 » چنان راست نيامدى و اين اتفاق از غرايب الطاف حكيم كارساز و لطيف بندهنواز است .
هامش
( 1 ) . مائده / 67 .
( 2 ) . بقره / 137 .
( 3 ) . ع : حشم .
( 4 ) . ع : - بودند .
( 5 ) . انفال / 42 .