تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 949

مساهمون:

ص٩٤٩
شتافتند و بعضى « 1 » پايان آب را فراگرفته آتش پيكار برافروختند و بر آن ملاعين بىدين از كنار آب تيرباران كردند و ايشان از غايت جهالت و ضلالت در مقام معارضهء سپرها در سر كشيدند و تير مىانداختند ، و آنان‌كه اسب را در آب انداخته ، به شناه مىرفتند ، چون به مخالفان رسيدند ، دست جلادت بر كنار كشتى زده ، به اندرون درآمدند ، و به عون تأييد ربانى و فرّ دولت صاحب‌قرانى بيشتر كشتىها را گرفته ، گبران را به زخم شمشير نيست گردانيدند ، و از ميان موج دريا به قعر دوزخ فرستادند ، و زن و فرزند ايشان را اسير كرده بياوردند و برحسب اشارت ، [ بيت ]
تو در كشتى فكن خود را مپا از بهر تسبيحى * كه خود روح القدس گويد كه بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها « 2 »
به آن كشتىها كه گرفته بودند درآمدند ، و متوجه قهر و استيصال باقى گبران شدند ، و با آن مخالفان دين ، ده كشتى مانده بود . در ميان دريا به يكديگر بستند ، و دست جهل و تهور به جنگ برگشادند و از طرفين چون موج درياى اخضر بر روى يكديگر برآمدند . [ نظم ]
چو درياى هيجا برآورد موج * بدان‌سان كه موجش برآمد به اوج نهنگان جنگى چو دريا به جوش * فكندند در گاو و ماهى خروش
عاقبت سپاه ظفرپناه ، به يارى إله ، همه را به زخم تير و ضرب شمشير هلاك گردانيدند . [ نظم ]
اگر ماهى از سنگ خارا بود * شكار نهنگان دريا بود ز كاغذ نشايد سپر ساختن * پس آنگه به آب اندر انداختن
هامش
( 1 ) . ع : - « بىانديشه خود را . . . و بعضى » . ( 2 ) . هود / 41 .