گفتار در غزوهء درياى گنگ با جماعت گبران
چون قضيهء قلعهء ميرت به فتح و فيروزى تمام سرانجام شد ، صاحبقران گيتىستان در همان پنجشنبه غرهء جمادى الاول فرمان داد كه امير جهانشاه با لشكر جوانغار ، به عزم غزا متوجه بالا آبجون شوند ، و گبران آن طرف را تاخت كنند و با بىدينان آن نواحى وظايف فريضهء جهاد به تقديم رسانند . و ايشان به امتثال امر مبادرت نمودند و آغرقها را به عهدهء امير شيخ نور الدين تعيين فرمود ، كه ضبط كرده ، از كنار آب قراسو عزيمت كند و رايت جهانگير در كنف حفظ ملك قدير به جانب درياى گنگ روان شد . مسافت ميان قلعهء ميرت و درياى گنگ چهارده كروه بود . در اثناى راه امير سليمان شاه به موكب ظفرقرين پيوست و همت عالىنهمت ، جهاد با گبران آن نواحى و حوالى وجههء قصد ساخته ، شش كروه راه رفتند ، و موضع منصوره مركز اعلام نصرتشعار گشت و شب در آنجا توقف افتاد . و اول صبح آدينه نهم « 1 » ماه به عون إله ، كوچ كردند و موكب دريا شكوه ، محيط مثال به جانب درياى گنگ روان شد و وقت طلوع - كه آفتاب ، نور پيروزى بگسترد - به موضع پيروز نور « 2 » رسيدند و از براى تفحص محلى كه از آب توان گذشت ، سه كروه راه رفتند . چاشت سلطانى ، به سر گذار آب رسيدند ، اما پاياب نداشت كه همگنان به سهولت عبور توانند نمود . بعضى لشكريان سوار از آب به شناه گذر كردند ، و چون صاحبقران دريانوال عزم فرمود كه از آب عبور نمايد « 3 » ، امرا كه حاضر بودند زانو زده عرضه داشتند كه : « اميرزاده پير محمد و امير سليمان شاه با لشكر جوانغار به قرب پيروز نور « 4 » از آب گذشتند ، اگر رأى ممالكآراى صواب شناسد امروز در اينطرف آب توقف نمودن مصلحت نمىنمايد » .
آن سخن محل قبول يافت و فرمان صادر شد كه بعضى بهادران از آب بگذرند و از تومانات اميرزاده شاهرخ ، سيد خواجه پسر شيخ على بهادر و جهان ملك پسر ملكت و ديگر دلاوران برحسب فرموده ، از آن گذار بگذشتند و حضرت
هامش
( 1 ) . ع : - نهم .
( 2 ) . ع : - نور ؛ ظاهرا پور صحيحتر است .
( 3 ) . ع : كند .
( 4 ) . ع : - نور .