كرايم اخلاق پادشاهانهء آن حضرت به ظهور مىپيوندد ، چه همينكه از گبران نقل كرده شد ، كه اين قلعه را ترمشيرين خان نگشاد ، از علوّ همت و صفاى نيّت فرمود كه : « خداى تعالى گشادن آن بر ما آسان گرداند » . و از غايت غيرت و حميت ، بىتوقف روى توجه به انتقام بىادبان آورد و چنان حصارى كه مثل ترمشيرين خانى « 1 » را فتح آن دست نداد ، يك فوج از سپاه بىكرانش به يك زمان بگشادند ، به نوعى كه پيش از انداختن حصار ، از سر قوت و استظهار ، روز روشن ، آشكارا به بارو برآمدند و نهايت آثار شوكت و اقتدار از مخلوق همين مقدار تواند بود و مزيدى بر اين متصور نه
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 2 » و باوجود اين خصال حميده و آداب پسنديده ، به مرتبهاى كه پيش از فتح قلعه اشارت عليّه صدور يافته بود ، كه تهديدنامهاى به اهل حصار نويسند و به قانون سنت ، ايشان را به راه راست دعوت نموده ، از صدمات قهر بترسانند . و از قلم منشى در حال تحرير آمده بود كه : « ما را با پادشاه « 3 » ترمشيرين « 4 » چه نسبت است » 258 . و چون هنگام عرض ، آن كلمه خوانده شد ، خاطر مبارك از آن عبارت بههم برآمد و با جمعى كه نويسنده را گفته بودند كه بر آن منوال نويسد ، خطاب و عتاب فرمود و به زبان ادب راند ، كه :
« ترمشيرين خان بر ما سابق و فايق است » . و به حقيقت از جلايل فوايد ضبط تواريخ ، ثبت امثال اين لطايف است كه با چنان رفعت و علوّ منزلت و سعت اسباب و بسطت مملكت صفاى مشرب عذب اخلاق ، از شورانيدن ديو غرور و شيطان پندار تغييرپذير نگشت ، تا سعادتمندان صاحبتوفيق ، قدوه و اسوهء خويش سازند و از ميامن آن به مراتب بلند و مناقب ارجمند فايز گردند .
[ نظم ]
دلا تا بزرگى نيارى به دست * بهجاى بزرگان نبايد نشست
بزرگيت بايد ، بدين درس رس * به ياد بزرگان برآور نفس
هامش
( 1 ) . م : خان .
( 2 ) . مؤمن ( غافر ) / 16 .
( 3 ) . ع : - پادشاه .
( 4 ) . ع : + خان .