تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
با قوشون خود - كه به وفادار اشتهار داشت و از قوچينان بودند - به دروازهء قلعه آمدند و زمزمهء تكبير و تهليل غازيان ، بازگشت قول مسبّحان قلعهء فيروزه حصار افلاك شد ، و فى الحال يكى از نوكران او سراى نام پسر قلندر - كه شير بيشهء شجاعت و مردى بود - پيشتر از همه ، كمند بر كنگرهء قلعه بينداخت و به بالاى باره برآمد و بعد از آن ديگر بهادران و دلاوران چون آفتاب در سرطان به اوج حصار برآمدند ، و بىتوقف رستم برلاس - كه رستم به قياس او زالى بودى - سرداران قلعه ، الياس اوغانى و پسر تهانه‌سرى را چون سگان ، گردن‌بسته ، به درگاه اسلام‌پناه آورد . و صفى گبر - كه از كلانتران آن حصن بود - در جنگ كشته شده بود و به آتشى كه به خطا مىپرستيد ، به سزا معذّب گشته . و روز پنجشنبه غرهء جمادى الاول ، سلاخ غيرت « 1 » دين اسلام تيغ جهاد به مصقل توفيق تيز كرده ، پوست حيات « 2 » از سر ضلالت باقى گبران كه در آن قلعه بودند دركشيد و مجموع به گذار « 3 » آب تيغ به آتش دوزخ پيوستند و زن و فرزند ايشان ، برده اسلام گشت و برحسب فرموده آتش در نقب‌ها انداختند و بروج و بارهء آن حصار از صلابت نيران قهر سرفرازى گذاشته ، [ مصراع ]
« خاكسان « 4 » با زمين برابر شد »
و اين فتح در سلك ديگر فتوحات ارجمند افزود ، و زبان روزگار ، تهنيت‌گزار به اين نظم آبدار ، ترنّم نمود . [ نظم ]
زمان تا زمان از سپهر بلند * به فتحى دگر باش فيروزمند همه شب كه مه طوف گردون كند * چراغ ترا روغن افزون كند همه روزه خورشيد با تاج زر * به پايين « 5 » تخت تو بندد كمر
و در اين واقعه با آنكه از مواقف و مآثر حضرت صاحب‌قران حرفى از ديوانى و قطره‌اى از عمانى پيش نيست ، اگر نيكو تأمل مىرود ، شمه‌اى از جلايل احوال و
هامش
( 1 ) . م : - غيرت . ( 2 ) . ع : - حيات . ( 3 ) . الف : - به گذار . ( 4 ) . الف : خاكشان . ( 5 ) . ع : پايان .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 945 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى