نصرتشعار رشك باغ در بهادر و غيرت بتخانهء فرخار گشت ، و مسافت ميان اين دو موضع شش كروه است و روز يكشنبه بيست و ششم از باغ بت كوچ كرده و پنج كروه راه بريده موضع اسار - كه ميان دو آب است - معسكر ظفرقرين شد و دو روزى در اين منزل توقف افتاد .
گفتار در فتح قلعهء ميرت
چون از قلعههاى مشهور كشور هند قلعهء « 1 » ميرت بود ، حضرت صاحبقران روز يكشنبه بيست و ششم ماه ربيع الآخر رستم طغاىبوغا و امير شاه ملك و امير اللّهداد را در موضع اسار به در آن حصار فرستاد . و ايشان روز سهشنبه بيست و هشتم از آنجا خبر فرستادند كه الياس اوغانى و پسر مولانا احمد تهانهسرى و صفى گبر و با جماعتى گبران به قلعهء ميرت تحصن نمودهاند و ايل نمىشوند و محاربه و قتال را آماده گشته ، مىگويند كه پادشاه ترمشيرين « 2 » به در اين قلعه آمد و نتوانست گرفت .
حضرت صاحبقران را آن سخن بر خاطر مبارك گران آمد و از نسبت قصورى كه به ترمشيرين خان كرده بودند خشمناك شد ، و فى الحال به نفس مبارك روى قهر و انتقام به سوى آن تيرهرايان شقاوتفرجام آورد و در همان روز سهشنبه وقت نماز پيشين به سعادت و اقبال سوار شد و با ده هزار مرد براند و شب در ميان كرده بيست كروه مسافت قطع فرمود و روز چهارشنبه بيست و نهم ماه وقت نماز پيشين رايت جهانگشاى سايهء وصول به ظاهر قلعهء ميرت انداخت ، و در زمان ، فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست كه امراى قوشونات هريك برابر خود نقب فروبرند ، و چون شبهنگام شد ، در مقابل هر برجى و بارهاى ده گز و پانزده گز نقب بريده بودند .
گبران از مشاهدهء آن حال سراسيمه و حيران شدند و از غايت وهم و هراس ، نيرو و توان از تن و روان ايشان برفت و مانند صيد ضعيفبنيه - كه چون حملهء شير غرّان بيند ، خشك برجاى بماند - دست و پاى ايشان از كار بيفتاد . روز ديگر امير اللّه داد
هامش
( 1 ) . ع : - قلعه .
( 2 ) . ع : + خان .