توقف فرموده ، پرتو ماهچهء رايت فتح و ظفر زنگزداى آيينهء شمس و قمر و محاسن سلطنت و كشورگشايى ، غيرتافزاى روان جمشيد و اسكندر ، انتظام و التيام امور دولت و كامگارى به عون عنايت حضرت بارى برهان صدق « من كان للّه كان اللّه له » و حسن حال اعوان و انصار نصرت آثارش از فنون فتوحات و غنايم و كثرت جمع هرگونه نفايس و كرايم مفسّر آيت ،
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ
« 1 » مالك الملك ، بخشندهاى كه در دولتسراى
تُؤْتِي الْمُلْكَ
« 2 » فيض رحمت او گشايد و همان در به روى جباران به مسمار
تَنْزِعُ الْمُلْكَ
« 3 » كمال حكمت او بندد .
[ نظم ]
خداوند خورشيد و گردنده ماه * فروزندهء تاج و تخت و كلاه
كسى را كه خواهد برآرد بلند * يكى را كند سوگوار و نژند
و چون دهلى بالتمام از تبعهء سوءعقايد و قبح افعال و اعمال اهاليش به حكم
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ
« 4 » خراب شد و از كمال تسلط و استيلاى عساكر گردونمآثر ، آثار
فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
« 5 » به ظهور پيوست ، حضرت صاحبقران از براى قلعوقمع اهل شرك و طغيان عازم ديگر مواضع هندوستان گشت و هنگام نهضت همايون ، اشارت عليّه صدور يافت كه سادات و قضات و علما و مشايخ در مسجد جامع جهانپناه جمع آيند ، و از ملازمان خاص يكى را بر ايشان داروغا گماشت تا نگذارد كه از جنبش سپاه ظفرپناه گرد زحمت و ملالى بر دامن روزگار آن طايفهء گرامى نشيند . و روز چهارشنبه بيست و دوم ربيع الآخر سنهء احدى و ثمانمايه ، وقت چاشت « 6 » سلطانى بعون إله از ظاهر جهانپناه كوچ فرمود و به طالع سعد و بخت فيروز در فيروزآباد - كه از شهر تا بدانجا سه كروه است - نزول فرمود و ساعتى در آنجا توقف كرده ، متنزّهات آن موضع « 7 » را به نظر احتياط درآورده و در مسجد فيروزآباد كه بر كنارهء آبجون از سنگ تراشيده
هامش
( 1 ) . آل عمران / 174 .
( 2 ) . آل عمران / 26 .
( 3 ) . آل عمران / 26 .
( 4 ) . اسراء ( بنى اسرائيل ) / 16 .
( 5 ) . اسراء ( بنى اسرائيل ) / 16 .
( 6 ) . ع : چاشتگاه .
( 7 ) . الف ، ع : مواضع .