ادويه و عقاقير و نظاير آن خود كسى التفات نمىكرد . و روز يكشنبه نوزدهم ماه به دهلى كهنه پرداختند و بيشتر هندوان بىدين به آن شهر گريخته بودند و در مسجد جامع جمع شده و مدافعه و قتال را آماده گشتند . امير شاه ملك و على سلطان تواچى با پانصد مرد مكمل متوجه آنجا شدند و به ضرب تيغ جهاد جانهاى دشمنان دين و بدخواهان دولت را در قعر دوزخ مأوى دادند و از سر هندوان ، برجها به اوج كيوان رسيد و از تنهاى ايشان طعمهء ددان و مرغان آماده و مهيا گشت .
[ نظم ]
ز بس خون كه از كشتگان شد روان * محيط بلا گشت هندوستان
ز بس كشته كافتاد بر يكدگر * همه كوه شد بوم و بر سربهسر
بلى « 1 » شومى كفر و ظلم و خطا * برآورد از آن خطّه دود فنا
و چون هم در آن روز تمام دهلى كهنه را غارت كردند ، اهالى و سكان آن ديار آنچه زنده بماندند در قيد اسار و ربقهء تسخير گرفتار و اسير گشتند . چند روز متواتر اسيران را از شهر بيرون مىآوردند و هريك از امراى تومانات و قوشونات جوقى را مىگرفتند و از ايشان چندين هزار اهل حرفت و پيشهوران بودند ، برحسب فرموده چنان مقرر شد كه از ارباب صناعت و حرفت كه ملازمان و چاكران خاصّه بيرون آورده بودند ، بعضى به شاهزادگان و آغايان و امرا كه به سعادت ملازمت استسعاد داشتند قسمت نمايند و بعضى به جهت ديگر شاهزادگان و آغايان كه در مستقرّ دولت خويش بودند به نوكران ايشان سپارند . و چون همت عالى حضرت صاحبقران به كلك « نيّة المؤمن خير من عمله » 256 بر لوح ضمير نگاشته بود كه در دار السلطنهء سمرقند مسجدى جامع از سنگ تراشيده بسازد - چنان كه شرح آن خواهد آمد - اشارت عليّه صدور يافت كه مجموع سنگتراشان را جهت خاصهء شريفه ضبط نمايند .
و از ملاحظهء وقايع اين داستان مخدرهء مضمون
وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ
هامش
( 1 ) . ع : بسى .