داشتند . مراحم پادشاهانه ملتمس ايشان را رقم قبول كشيد و اهالى دهلى را امان بخشيد و به رسم معهود توق فتح آيت با نقارهها به بالاى دروازه برآوردند و طنطنهء بشارت فتح و فيروزى از حصار فيروزهكار سپهر بگذرانيدند و جهت ضبط تاريخ ، اين نظم ثبت افتاد 254 .
[ نظم ]
چهارشنبهء هشتم ، مه ربيع دوم * گرفت خسرو صاحبقران دهلى را
« ز فتح شاه « 1 » » كه مجموع بشمرى تاريخ * شود معين و خورشيد بود جدىآرا
تو باژگونگى كار هندوان بنگر * ز شدتى كه به ايشان رسيد سال « رخا » « 2 »
« ز فتح شاه » و « رخا « 3 » » هريكى است هشتصد و يك * خود اين نهفته نماند ز رأى اهل ذكا
ز آبيارى نصرت « 4 » به باغ دولت « 5 » شاه * به سال « خار « 6 » » گل فتح هند شد بويا
و مجموع پيلان را آراسته و كرگدن آنچه بود از شهر بيرون آوردند و به درگاه اسلامپناه حاضر گردانيدند و پيلان همه به رسم خاكبوسى سر بر زمين نهادند و مانند جمعى كه امان خواهند به يكباره نعره برداشتند و صد و بيست پيل كوهپيكر جنگى به تحت تصرف بندگان حضرت درآمد . و بعد از مراجعت ، بعضى از آن به شاهزادگان به ممالك فرستاد ، و بعضى به سمرقند آوردند ، از آن جمله دو زنجير به تبريز بردند و يكى به شيراز و پنج زنجير به هرات و يكى به شروان پيش شيخ ابراهيم و يكى به ارزنجان به طهرتن .
و روز آدينهء دهم ماه مذكور ، مولانا ناصر الدين عمر مأمور گشت كه با ديگر اكابر و
هامش
( 1 ) . يعنى عدد 801 .
( 2 ) . همان عدد 801 .
( 3 ) . ع : ذخاير .
( 4 ) . ع : دولت .
( 5 ) . ع : نصرت .
( 6 ) . همان عدد 801 .