كه بر پيكرش جامهء جاودانگى پوشانيد و او را بعنوان مظهر عدالت انسانى و نمونهء كامل فضائل بشرى در دوران حيات معرفى كرد و او با چنين شهادت شكوهمندى از آخرين پلكان رقاء انسانى بالا رفت و اوج همهء كمالات را دريافت .
( 1 ) امام بزرگترين رستگارى آسمانى را دريافت و چه رستگارى از اين والاتر كه او را با عظمت و خلود همراه ساخت و مكتب مقدس فكرى او سرمشقى براى همهء انسانهاى فضيلت خواه گرديد ، تا در مسير روشن تعليمات مقدس او به مقصد عالى شايستگى و پيروزى برسند و حقيقت كامل ايمان را دريابند .
چون امام در محراب افتاد ، فرمود :
« مرا پسر آن زن يهودى ، ابن ملجم كشت از دست شما فرار نكند » .
مردم از همه سوى بجانب مسجد شتافتند و با صداى بلند ميگريستند و فرياد ميكشيدند و پيشاپيش همه ، فرزندانش بسوى پيكر خونين پدر بزرگوار خود روى مىآوردند و صيحه ميزدند . امام در محراب افتاده بود و « جعدة بن هبيره » « 10 » و جمعى از مردم مىكوشيدند كه امام را براى نماز آماده كنند ، ولى امام توان حركت نداشت و امام چون نگاهش به حسن ( ع ) افتاد ، فرمود كه با مردم نماز بخواند .
هامش
( 10 ) - جعدة بن هبيرهء مخزومى پسر ام هانى دختر ابو طالب است كه عهد پيامبر را درك كرده ولى ابن معين ميگويد حديثى از رسول نقل نكرده است و عجلى ميگويد او از تابعين ثقه است ( خلاصهء تهذيب الكمال ) در استيعاب آمده كه جعده مردى فقيه بوده كه از طرف دائيش على ( ع ) ولايت خراسان يافته است ، ابو عبيده مىگويد ام هانى سه پسر داشته جعده ، هانى و يوسف .