( 1 ) پس به حسن ( ع ) روى آورد ، فرمود : پسرم ! با اسيرت مدارا كن و بر او رحمت آور و مهربان باش .
- اى پدر ! اين مرد لعنت شده ترا كشت و ما را سوگوار ساخت و تو ميفرمائى كه به او مهربانى كنم ؟
- پسرم ! ما خاندان عفو و رحمتيم ، از هر چه ميخورى به او بده و آنچه مىنوشى او را بنوشان و اگر مردم به قصاص خونم او را بكش ولى او را مثله مكن كه شنيدم پيغمبر فرمود : حتى سگ گزنده را مثله نكنيد ، اگر زنده ماندم خود ميدانم با او چه كنم و من از هر كس سزاوارتر به عفوم ، زيرا ما خاندانى هستيم كه بر گناهكار مىبخشائيم و بزرگوارى ميورزيم .
فرمود : او را بخانهاش بردند و مردم با گريه و اندوه او را بدرقه ميكردند و چنان فرياد ميكشيدند كه نزديك بود جانشان از حلقوم بيرون آيد و با صداى بلند مىگفتند :
امام بر حق كشته شد ، امام بر حق كشته شد .
امام در بستر شهادت افتاد و حسن با اندوهى بزرگ و غمى جانكاه بپدرش عرضه داشت :
پدرم ! پس از تو ، به چه كسى پناه ببريم ، مصيبت مرگ تو مثل مصيبت جدمان پيغمبر است .
امام او را دربرگرفت و او را تسكين بخشيد و فرمود :
پسرم ! قلبت را با شكيبائى به خدا بسپار و پاداش خود و برادرانت را در مصيبت من بزرگ گردان .
حسن ( ع ) گروهى از پزشكان را فرا خواند و ماهرترين آنها
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 396
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٩٦