تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
« حكم از خداست نه از تو » « 9 » ( 1 ) ضربت تبهكار بر چهره‌اى فرود آمد كه در همهء عمر در برابر خداى با نهايت خضوع بر خاك مىافتاد و مغزى را در هم شكافت كه جز سعادت مردم نمىانديشيد و دربارهء خير و هدايت مردم فكر نميكرد و چون اين ضربهء مرگ‌آور را احساس كرد ، فرياد زد : فزت و رب الكعبه سوگند بخداى كعبه كه به حق رسيدم . امام فائز شد و چه فوز و سعادتى بزرگتر از اين كاميابى مقدس معنوى است كه او به هدف مقدس خود رسيد . او بهنگامى بمقام والاى شهادت رسيد كه در برابر خدا به عبادت جبهه بر خاك ميسود و نام خدا بين لبهايش مىپريد ، آن هم در خانهء خدا و در بزرگترين ماه‌هاى سال . امام بكاميابى روحانى خويش رسيد و از ديرباز چنين لحظه‌اى را انتظار مىكشيد و از آغاز تا پايان زندگانيش هرگز فريب دنيا را نخورد و دست به اين مردار عفونت زاى نيالود . امام بسعادت محتوم جاودانه‌اش رسيد و چه سعادتى از اين بزرگتر
هامش
( 9 ) - پسر ملجم در اين جنايت تنها نبود بلكه دو نفر ديگر بنام شبيب بن بحيره و مجاشع بن وردان او را همراهى مىكردند . قطام كه در مسجد بعنوان اعتكاف چادر زده بود ، سينه‌هاى آنها را با حرير پيچيد تا قوت قلب داشته باشند . آنها شمشيرها را برداشتند و در برابر در مسجد كمين كردند ، اشعث كه از قصد آنها آگاه بود گفت زود باشيد و گرنه روشنى صبح رسواتان مىكند ، حجر بن عدى كه اين سخن را شنيد گفت قصد كشتن او را دارى خدايت بكشد . پسر ملجم ضربه را وارد كرد و ضربهء شبيب به ديوار محراب فرود آمد و وردان هم فرار كرد . ( مروج الذهب ، جلد 2 . )
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 393 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي