حادثهاى بزرگ كه در اين شب رخ ميدهد ، خبر ميداد و مىگفت :
« دروغ نگفت و دروغگو نبود ، امشب است آن شبى كه به من وعده داد « 5 » » .
( 1 ) آن شب را با اندوه و استغفار و تلاوت قرآن بپايان رسانيد و پيش از آنكه شب به آخر رسد و فروغ صبحگاهى بتابد ، وضو گرفت و چون خواست از خانه بيرون رود ، مرغابىهائى كه در خانه بودند و به حسن ( ع ) هديه شده بودند ، بفرياد آمدند . امام از فرياد آنها وقوع حادثه شومى را پيشبينى كرد و فرمود :
لا حول و لا قوة الا باللّه صداهائى است كه نالههائى را در پى دارد . « 6 »
حسن ( ع ) سراسيمه پيش آمد و چون از خروج پدرش در اين وقت سحرگاهى به ترس آمده بود ، گفت :
- چرا اين وقت از خانه بيرون مىرويد ؟
- خوابى كه ديشب ديدم بر اينم واداشت .
- خير است چه خوابى ديديد ؟
- خواب ديدم كه جبرئيل از آسمان بر كوه ابو قبيس پائين آمد و دو سنگ برداشت و بر روى بام كعبه بهم زد ، سنگها مثل خاكستر ، نرم و پاشيده شدند و همهء خانههاى مكه و مدينه را فرا گرفتند .
- تعبير اين خواب چيست ؟
اگر تعبيرش ظاهر شود ، پدرت كشته مىشود ، و ماتم قتل او همهء مردم مكه و مدينه را سوگوار ميسازد .
هامش
( 5 ) - الصواعق .
( 6 ) - مروج الذهب ، جلد 2 .