عراق هم ريشه دوانيده بود و روحيهء لشكريان را مىخورد و تباه ميكرد ، خطر مسلحى كه بجان مسلمانان افتاده بود و پيكرهء دولت جديد را در هم مىشكست و گروهى افراد ساده و نادان را به خود جلب ميكرد و فتنهها برپا مىساخت .
( 1 ) اينها دو خطر بزرگى بودند كه به استقبال خلافت حسن ( ع ) شتافته بودند و نه تنها امام گرفتار اين ناگواريهاى بزرگ بود بلكه مجتمع اسلامى و خلافت معظمى كه عهده دار گسترش امنيت و برافراشتن پرچم عدل و برابرى و حفظ حقوق مردم ناتوان و ايجاد مساوات بين مسلمانان بود با چنين خطرات بزرگى درگير بود و ما گفتار خود را در اينجا بپايان مىرسانيم تا باستقبال خلافت حسن ( ع ) برويم و حادثات آن دوران و صلح حضرتش را با معاويه بررسى كنيم .
پايان جلد اول
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 406
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٤٠٦