تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
( 1 ) ياران امام كه كم و بيش احساس خطر ميكردند و از ترور امام بدست خوارج بيم داشتند ، از حضرت خواستند كه نگهبانهائى براى خود انتخاب كند ، تا وقتى كه براى عبادت و انجام امور مهم از خانه بيرون مىآيد مورد سوء قصد قرار نگيرد ، ولى امام نپذيرفت و فرمود : « از طرف خداوند زره استوارى بر پيكر من است و روزى كه مرگ من فرا رسد ، اين زره پاره مىشود و مرا بمرگ مىسپارد فعلا تيرى نيست كه به من رسد و ضربه‌اى نيست كه مجروحم سازد » . چون ماه رمضان كه بهترين ماههاست فرا رسيد ، همان ماهى كه آن قدر در نزد پروردگار منزلت و قدر دارد كه ماه خدايش ناميده‌اند ، امام ميدانست كه در چنين موقعيت مقدسى بديدار پاك پروردگارش نائل خواهد شد . در آن شبها ، گاهى افطار را در خانهء حسن ( ع ) بود و گاهى در خانهء حسين ( ع ) و زمانى در خانهء « عبد اللّه جعفر » - همسر زينب - ولى بيش از سه لقمه افطار نميفرمود و چون از او ميپرسيدند ، مىگفت : « دوست دارم خدايم را با شكم گرسنه ديدار كنم » « 4 » . چون شب نوزدهم ماه رمضان فرا رسيد ، امام را هيجانى شديد فرا گرفت و بشدت در تلاطم افتاد . او در صحن خانه‌اش با اندوه و اسف و در عين حال شور و اشتياق راه ميرفت و به آسمانها نگاه ميكرد و از وقوع
هامش
اگر در اين كار موفق شوند شرافت و افتخارى بدست نياورده‌اند . سگهاى تجاوز كار از عرب و عجم ضربت وحشى حمزه را شربت مرگ چشانيد . و على ( ع ) هم از شمشير پسر ملجم بشهادت رسيد . بعضى از كتب اين اشعار را از ابن ابى مياس مرادى ميدانند . ( 4 ) - تاريخ ابن اثير .