از كفار ! ! كه منشأ همهء كشتارها و تفرقههايند ، كشته شوند و اين سه نفر على ( ع ) و « معاويه » و « عمرو عاص » هستند .
( 1 ) در اين وقت ، جنايتكار تبه روزى بنام « عبد الرحمن بن ملجم حميرى » عهده دار كشتن امام شد و « عمرو بن بكر تميمى » هم قتل « معاويه » را پذيرفت و « حجى بن عبد اللّه صريمى » هم مرگ « عمرو عاص » را قبول كرد و همگى براى اجراى برنامهء خود روز معينى را انتخاب كردند و تصميم گرفتند . آن روز ، هيجدهم ماه رمضان ( شب نوزدهم ) سال چهلم هجرى بود و ساعت ترور نيز سحرگاهى كه هنگام نماز است ، تعيين شد . آن وقت از هم جدا شدند و هر كدام بصوب مأموريت خود حركت كردند .
« ابن ملجم » تبهكار ، وارد كوفه شد و بخانهء دختر عمويش « قطام » در آمد ، پسر ملجم عشقى شديد به اين زن مىورزيد و پدر و برادر « قطام » در جنگ نهروان كشته شده بودند و خشم و انتقامى شديد قلب سياهش را مىفشرد و بعلاوه همان طرز فكر خوارج را در سر داشت و نسبت به امام شديدا كينه مىورزيد .
پسر ملجم از « قطام » خواستگارى كرد . « 2 » « قطام » درخواست او را نپذيرفت مگر آنكه آتش خشم و انتقامش را فرو نشاند و او را به آرزويش برساند .
تبهكار گفت : آنچه خواهى انجام مىدهم و ترا به خواست و آرزويت ميرسانم .
« قطام » ميزان مهريهء خود را چنين تعيين كرد ، سه هزار درهم
هامش
( 2 ) - مروج الذهب ، جلد 1 - و در بعضى اخبار آمده كه پسر ملجم ، رباب دختر قطام را ميخواسته است .