پول ، يك غلام و يك كنيز و كشتن على ( ع ) !
( 1 ) تبهكار گفت : درخواستهاى ترا غير قتل على ( ع ) مىپذيرم و تو هرگز بچنين آرزوئى دست نخواهى يافت .
تبهكار ، منظور شوم خود را مخفى ميكرد ، ولى آن زن زشتخوى شرط اساسى آخرى را ميخواست و پسر ملجم را كه در هيجانى از خشم و شهوت فرو رفته بود بارتكاب جنايت برمىانگيخت و مىگفت :
« اگر در اين كار موفق شدى قلب من را شفا دادهاى و به كامجوئى از من رسيدهاى و اگر در اين حادثه كشته شدى پاداشى كه خدا در آخرت به تو ميدهد از بهرهمنديهاى دنيا بزرگتر است » .
چون تبهكار اصرار آن زن را در اين واقعه دريافت ، نقشهء شوم خود را براى معشوقهاش بر ملا كرد و گفت : براى انجام چنين اقدامى به كوفه آمده است .
« فرزدق » دربارهء مهريهء سنگين « قطام » كه محو حيات مقدس و گرانبهاى على ( ع ) است چنين مىسرايد :
« من هرگز در ميان عرب و عجم مهريهاى به اين گرانقيمتى از طرف هيچ بخشندهاى نديدهام .
سه هزار درهم پول ، يك غلام و يك كنيز و كشتن على با شمشيرى زهرآلود .
هيچ مهريهاى به گرانى قتل على ( ع ) نيست هر چند زياد باشد و هيچ بىباكى و كشتارى چون جنايت پسر ملجم نيست « 3 » » .
هامش
( 3 ) - مستدرك حاكم ، نور الابصار ، و اين دو بيت هم بر آن اشعار اضافه شده است :