نه حقى براى معاويه زنده مىشود ، هرگز وسوسهء شيطان و كمى طرفدار حق ، موجب محو حقيقت نمىگردد ، ما اكنون هم طرفدار على ( ع ) هستيم همچنانكه پيش از اين هم بوديم » .
بعد از منبر فرود آمد « 15 » .
( 1 ) امام كوششى جدى به عمل مىآورد ، تا دوباره مردم را به جنگ « معاويه » برانگيزد و اين دشمن بزرگ اسلام را از پاى در آورد ، مردم هم ديگر بار دعوتش را پذيرفتند ، ولى خوارج نگذاشتند و فتنهها و تباهىها برپا كردند ، تا اينكه از كوفه بيرون آمدند و در « نهروان » « 16 » اردوگاهى برپاى ساختند ، در اين حال « عبد اللّه بن خباب بن ارت » صحابى پيغمبر بديدارشان رفت شايد از لجاجشان بازگرداند . « 17 »
هامش
( 15 ) - الامامة و السياسة .
( 16 ) - نهروان ناحيهء وسيعى است بين واسط و بغداد كه شهرهائى از جمله اسكاف و صافيه و غير آنها در اين ناحيه وجود دارد و عدهاى از ارباب علم و ادب از اين ناحيه برخاستهاند ، جنگ بين امام و خوارج در اين ناحيه اتفاق افتاد و رودخانهء بزرگى در اين ناحيه جريان دارد ، اين ناحيه در اواخر ، ويران شد و سبب ويرانيش اختلاف پادشاهان و جنگهايشان در زمان سلاجقه بود و كسى بفكر تعمير آن نيفتاد و بعلاوه رهگذر سپاهيان بود و به همين جهت مردم آن كوچ كردند ( معجم البلدان ، جلد 8 ) .
( 17 ) - عبد اللّه بن خباب بن ارت مدنى هم پيمان بنى زهره است ، او از طريق پدرش و ابى بن كعب رواياتى از پيغمبر نقل كرد و جمعى ديگر از او رواياتى بيان داشتهاند ، عجلى ميگويد : عبد اللّه از تابعين مورد ثقه بوده كه بدست خوارج كشته شده است ، زيرا امام او را براى مذاكره به نزد خوارج فرستاد و آنها عبد اللّه را كشتند ، ابن حيان نيز او را از ثقات دانسته و غلابى من گويد عبد الله از ثقات و بزرگان مسلمين بوده است ( تهذيب التهذيب )