( 1 ) - اى ابو موسى ! تو بزرگ اصحاب محمدى ( ص ) كه در دانش بر همه برترى دارى و در ايمان پيشتاز و با سابقهاى و اكنون مىبينى كه امت مسلمان دچار چه حادثهء ناگوارى شده است و چه فتنهء كور بىسرانجامى او را در برگرفته ، آيا ممكن است كه تو اين امت را نجات دهى و خداوند بوسيلهء تو از ريختن خون مردم جلوگيرى كند ؟
« ابو موسى » بلافاصله اين آيه را خواند : « هر كس نفسى را زنده سازد آنچنانست كه همهء مردم را زنده كرده » . در اين صورت آن كس كه همهء مردم را از مرگ نجات دهد چه موقعيت عظيمى پيش خدا خواهد داشت .
در اينجا ، بيچاره احمق فريب خورده چگونگى نجات مردم را از اينهمه فتنهها پرسيد و گفت :
- اين كار چگونه انجام مىشود ؟
- تو على بن أبي طالب را از خلافت خلع كن و من هم « معاويه » را ، تا مردم خودشان مردى را بزمامدارى انتخاب كنند كه در اين آشوبها وارد نبوده و دستش آلوده به خون نباشد .
ابو موساى فريب خورده از شخصى كه بمقام خلافت بايد برسد ، پرسيد و گفت :
- چنين شخصى كيست ؟
« عمرو » كه ميدانست « ابو موسى » علاقهء فراوانى به « عبد اللّه عمر » دارد گفت :
- او « عبد اللّه عمر » است .
بيچاره نادان فريب خورده از شنيدن اين بشارت خوشحال شد و
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٥١