وعدهء خدا راست است و بىيقينان ترا از جاى بر ندارند » « 4 » .
( 1 ) ديگر كار به تباهى و دشمنى بين امام و متمردان كشيده بود و در اين هنگامهء سخت و خطرناك ، نمايندهء « معاويه » بحضور امام آمد تا بقول خود در مورد حكميت وفا كند و ترتيب تشكيل جلسهء حكمين را بدهد .
امام پيشنهاد را پذيرفت و چهار صد مرد را برياست « شريح بن هانى حارثى » « 5 » فرستاد و « ابن عباس » را همراهشان كرد تا با آنها نماز بخواند و كارهاشان را اداره كند و « ابو موسى اشعرى » نمايندهء حكميت هم با آنها بود .
« معاويه » هم متقابلا « عمرو عاص » را فرستاد و چهار صد نفر همراهش كرد و « عمرو » را بدرستى از شخصيت ضعيف « ابو موسى » خبر دار ساخت و گفت با كسى روبرو مىشوى كه زبانى دراز و عقلى كوتاه دارد و لازم نيست همهء عقلت را براى او به كار اندازى .
نمايندگان و سپاهيان از دو طرف به راه افتادند تا در ناحيهء « اذرح » « 6 » يا « دومة الجندل » « 7 » فرود آمدند .
هامش
( 4 ) - سورهء روم ، آيهء 60 .
( 5 ) - شريح بن هانى در جاهليت مسلمان شد و پدرش هانى از اصحاب پيغمبر بود ، شريح از ياران بزرگوار امام بود ( الاستيعاب ، جلد 2 ) .
( 6 ) - اذرح شهرى است از نواحى شام در نزديكى حجاز كه حكميت در آنجا انجام يافت ، ذى الرمه بلال نوادهء ابو موسى را چنين مىستايد ، پدرت كار دين و مردم را تلافى كرد وقتى كه مردم بدى كردند و خانهء دين شكست يافت در روزهاى اذرح شكافهاى بناى دين را محكم كرد و جنگهاى ويرانگر را پايان داد ! ! ( معجم البلدان ) .
( 7 ) - دومة الجندل ناحيهاى است كه هفت منزل تا شام و مدينه فاصله دارد