( 1 ) - براى ما فرقى ندارد كه تو باشى يا ابن عباس ، ما كسى را ميخواهيم كه نسبت به تو و معاويه بىطرف باشد و هيچكدامتان را بر ديگرى ترجيح ندهد .
- من « مالك اشتر » را انتخاب مىكنم .
- همين « مالك اشتر » بود كه دنيا را به آتش كشيد !
ديگر امام پس از اين گفتگو چارهاى نديد جز اينكه ، رهاشان كند و بخودشان واگذارد به همين جهت فرمود :
- هر كار دلتان ميخواهد بكنيد و هر چه بشما دستور دادهاند انجام دهيد .
از تصميم متمردان چنين بر مىآيد كه آنها « ابو موسى » را با وجود مخالفتش با امام از اين جهت انتخاب كردند كه اصولا از ولايت امام منحرف شده بودند و ميخواستند حضرتش را از خلافت كنار زنند و ديگرى را كه ميخواهند بجايش نشانند .
آنها هرگز از حق دفاع نميكردند و مصلحت امت مسلم را در نظر نداشتند چنان كه « طه حسين » در اين باره مىنويسد :
اين كارها تصادفى نبود بلكه از روى نقشه انجام مىشد و توطئهاى بود كه دنياپرستان اطراف امام و ياران « معاويه » چيده بودند « 23 » و گرنه چگونه مىشود كه آنها امام را همچنانكه بقبول حكميت وادار كردند به پذيرش نمايندگى « ابو موسى » هم مجبور سازند و براى او هيچ آزادى رأى و عقيدهاى قائل نشوند و امام در اين جريانات هيچگونه نفوذى در اجراى رأى نداشته و همهء كارها بدست همين متمردين نافرمان باشد ؟
هامش
( 23 ) - على و فرزندانش .