تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
بر نيزه‌ها بلند كرده‌اند ، شما را به چه ميخوانند ؟ به خدا قسم آنها فرمان خدا را ترك گفته‌اند و سنت پيغمبر را زير پا گذاشته‌اند ، دروغشان را نپذيريد و به من مهلت دهيد كه من پيروزى را احساس مىكنم . ( 1 ) متمردين ، سركشى و عناد خود را آشكار كردند و همگى يك صدا گفتند : - نه ، نه . - به اندازهء يك تاختن اسب به من فرصت دهيد ، اميدوارم كه پيروز شوم . - در اين صورت ما هم در خطاى تو شريك هستيم . « اشتر » با آنها به زبان استدلال سخن گفت شايد از اشتباهاتشان بيرون شوند و بحقيقت بازگردند به همين جهت گفت : - به من بگوئيد ، جواب بدهيد ، آنها خوبهاى شما را كشتند و بدهاتان را باقى گذاشتند ، در چه صورت و در چه حالتى حق با شماست ، وقتى كه با مردم شام جنگ مىكرديد ؟ كه حالا از جنگ دست برداشته‌ايد يا اكنون كه دست از جنگ كشيده‌ايد بر حق هستيد ؟ در اين صورت بايد مجاهدين شما كه در اين جنگ شهادت يافته‌اند در جهنم باشند ! ! اما افسوس كه سخنان روشن و مبرهن مالك در آنان اثر نگذاشت و مفتضحانه گفتند : - ول كن ، اشتر ! ما با آنها در راه خدا جنگيديم و اكنون هم بخواست خدا دست از جنگ مىكشيم ، ما كه فرمانبردار تو نيستيم ، از پيش ما دور شو . « اشتر » از اينكه ديد سخنش در آنها هيچ تأثيرى ندارد غضبناك شد