بود و چنانچه يكى از حكمين در اين بين وفات كرد ، امير گروهش ديگرى را كه امين و عادل باشد ، بايد بجايش انتخاب كند .
( 1 ) محل داورى ناحيهاى بين عراق و شام خواهد بود و اگر حكمين نخواستند ، كسى حق شركت در جلسات حكميت ندارد مگر كسانى كه بدرخواست حكمين بعنوان شهود حضور يابند و شهادت خود را بنويسند و هر كس بخواهد مفاد اين پيماننامه را نقض كند ، ستمكار است و مردم بايد او را بفرمان آورند . از خدا ميخواهيم كه ما را بر ناقضين اين پيماننامه غالب گرداند . « 24 »
گروهى از بزرگان عراق و شام اين پيماننامه را گواهى كردند در اينجا آشكارا مىبينيم كه « معاويه » و يارانش نامى از عثمان و خونخواهى او را نمىبرند و اگر واقعا در اين باره اهتمامى داشتند در پيماننامه صريحا يا تلويحا از آن ياد ميكردند و همچنين مىفهميم كه مردم عراق از جنگ خسته بوده و به منظور آسايش طلبى و سازش ، اين همه خوارى و تفرقه را پذيرفتهاند .
متن پيماننامه بخواست و دسيسهء « اشعث » و همفكرانش تنظيم و امضاء شد و گروه متمردان كه بهدف پليد خود رسيدند و شكاف در سپاه امام انداختند اكنون شادمانه جولان ميدهند و در برابر گروههاى سپاهى متن پيماننامه را ميخوانند و هرگاه خسته ميشوند نامهخوانى را به ديگرى واميگذارند تا مطلب به همه برسد و همگى تسليم شوند و ديگر خطرى از مخالفت بعدى پيش نيايد و اين توطئه همچنانكه ميخواهند بماسد .
هامش
( 24 ) - تاريخ طبرى .