كشته شد ؟
- اگر بمبارزهاش نروى برايت خوب نيست .
- شايد ميخواهى كشته شوم تا پس از من بخلافت برسى . « 22 »
( 1 ) جنگ همچنان با شدت و خشونت بين دو گروه شامى و عراقى ادامه داشت ، شديدترين نبردها در ليلة الهرير بالا گرفت . دربارهء آن شب پرخطر گفتهاند كه مردم در هم آويخته بودند و اين قدر تير پرتاب ميكردند تا به خاك مىافتادند و چندان نيزه بسينهء هم فرو ميبردند كه نيزهها مىشكست و بعد با شمشير و عمود آهن بهم مىتاختند و صدائى جز بهم خوردن آهن به گوش نميرسيد و سواران بسواران برخورد ميكردند و به زمين مىافتادند ، جنگ از نماز صبح تا نيمه شب و از نيمه شب تا فردا ظهر طول كشيد ، چنان كه سپاهيان ، وقت نماز را نمىفهميدند و همچنان بدون استراحت مىجنگيدند و چنان شكستى در لشكر « معاويه » پديد آمد كه تمام صفهاى سپاهش در هم كوبيده شد .
« مالك اشتر » فرماندهء كل سپاه امام ، مردانه در ميدان مىتاخت و گروهى دليران نامور برگرد او ، بسوى دشمن پيش ميراندند .
« معاويه » كه از قدرت و چيرگى نيروى امام و شكست و ناتوانى سپاه شام به وحشت افتاده بود وزيرش - پسر عاص - را فرا خواند و همچنانكه شكست و ناتوانى بر چهرهاش پديدار بود گفت :
تا امشب بپايان رسد ، كار ما هم تمام خواهد شد ، تو چه ميگوئى ؟
مردان تو هماورد مردان او نيستند و خودت هم مثل او نميباشى ، على ( ع ) با تو بر مبناى هدفى ميجنگد و تو با على ( ع ) بر اساس هوسى ،
هامش
( 22 ) - تاريخ طبرى .