تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
كشته شد ؟ - اگر بمبارزه‌اش نروى برايت خوب نيست . - شايد ميخواهى كشته شوم تا پس از من بخلافت برسى . « 22 » ( 1 ) جنگ همچنان با شدت و خشونت بين دو گروه شامى و عراقى ادامه داشت ، شديدترين نبردها در ليلة الهرير بالا گرفت . دربارهء آن شب پرخطر گفته‌اند كه مردم در هم آويخته بودند و اين قدر تير پرتاب ميكردند تا به خاك مىافتادند و چندان نيزه بسينهء هم فرو ميبردند كه نيزه‌ها مىشكست و بعد با شمشير و عمود آهن بهم مىتاختند و صدائى جز بهم خوردن آهن به گوش نميرسيد و سواران بسواران برخورد ميكردند و به زمين مىافتادند ، جنگ از نماز صبح تا نيمه شب و از نيمه شب تا فردا ظهر طول كشيد ، چنان كه سپاهيان ، وقت نماز را نمىفهميدند و همچنان بدون استراحت مىجنگيدند و چنان شكستى در لشكر « معاويه » پديد آمد كه تمام صفهاى سپاهش در هم كوبيده شد . « مالك اشتر » فرماندهء كل سپاه امام ، مردانه در ميدان مىتاخت و گروهى دليران نامور برگرد او ، بسوى دشمن پيش ميراندند . « معاويه » كه از قدرت و چيرگى نيروى امام و شكست و ناتوانى سپاه شام به وحشت افتاده بود وزيرش - پسر عاص - را فرا خواند و همچنانكه شكست و ناتوانى بر چهره‌اش پديدار بود گفت : تا امشب بپايان رسد ، كار ما هم تمام خواهد شد ، تو چه ميگوئى ؟ مردان تو هماورد مردان او نيستند و خودت هم مثل او نميباشى ، على ( ع ) با تو بر مبناى هدفى ميجنگد و تو با على ( ع ) بر اساس هوسى ،
هامش
( 22 ) - تاريخ طبرى .