قاتلان « عمار » كسانى هستند كه او را به جنگ آوردهاند ! !
( 1 ) امام پس از قتل « عمار » بشدت اندوهگين و اسفناك گرديد و فرياد زد :
- قبيلهء همدان و ربيعه كجايند ؟
و چون در برابرش حضور يافتند فرمود :
- شماها زره و نيزهء من هستيد .
دوازده هزار نفر دعوت او را پاسخ گفتند و مردانه حمله كردند ، امام در پيشاپيش صف سپاهيان ، خشمگين و پرهيجان شمشير ميراند و پيش ميرفت تا صفهاى شاميان دريده شد و همگى فرار كردند و خود را به اردوگاه متزلزل « معاويه » رسانيدند و امام همچنان پيش ميرفت و چنين رجز ميخواند :
« من اين لشكريان را در هم مىكوبم
ولى خود معاويه را نمىبينم
همان مرد چشم دريدهء چرب روده را » .
و بعد بجانب معاويه فرياد زد و گفت :
« چرا مردم در بين ما كشته شوند
پيش بيا تا خدا بين ما داورى كند
بيا تا با هم بجنگيم ،
هر كدام ديگرى را كشت خليفه باشد » .
« عمرو عاص » ، حيلهگرانه بمعاويه گفت :
- اين مرد ، با انصاف سخن مىگويد .
- چگونه انصافى ؟ تو مگر نميدانى كه هر كس به او بجنگ برخاست
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٢٦