تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
قاتلان « عمار » كسانى هستند كه او را به جنگ آورده‌اند ! ! ( 1 ) امام پس از قتل « عمار » بشدت اندوهگين و اسفناك گرديد و فرياد زد : - قبيلهء همدان و ربيعه كجايند ؟ و چون در برابرش حضور يافتند فرمود : - شماها زره و نيزهء من هستيد . دوازده هزار نفر دعوت او را پاسخ گفتند و مردانه حمله كردند ، امام در پيشاپيش صف سپاهيان ، خشمگين و پرهيجان شمشير ميراند و پيش ميرفت تا صفهاى شاميان دريده شد و همگى فرار كردند و خود را به اردوگاه متزلزل « معاويه » رسانيدند و امام همچنان پيش ميرفت و چنين رجز ميخواند : « من اين لشكريان را در هم مىكوبم ولى خود معاويه را نمىبينم همان مرد چشم دريدهء چرب روده را » . و بعد بجانب معاويه فرياد زد و گفت : « چرا مردم در بين ما كشته شوند پيش بيا تا خدا بين ما داورى كند بيا تا با هم بجنگيم ، هر كدام ديگرى را كشت خليفه باشد » . « عمرو عاص » ، حيله‌گرانه بمعاويه گفت : - اين مرد ، با انصاف سخن مىگويد . - چگونه انصافى ؟ تو مگر نميدانى كه هر كس به او بجنگ برخاست
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 326 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي