تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
« روزى با شما دربارهء نزول قرآن جنگ كرديم امروز دربارهء تأويل آن بر شما ميتازيم آنچنان كه همگان از جايگاه خود كنده شوند و دوست از دوست خويش برمد تا اينكه حق در جايگاهش قرار گيرد » . ( 1 ) « عمار » پس از نبردى ترس‌آور ، بر زمين افتاد و گروه سركشى او را كشتند كه دلهايشان چنان بكجى افتاده بود كه ياد خدا را فراموش كرده و در تاريكى گمراهى سرگردان مانده بودند . خبر قتل « عمار » موجى از اندوه برانگيخت و اندوه و غمى سنگين بر قلب امام نشست ، زيرا با مرگ عمار ، امام يكى از بهترين ياران و دوستان خود را از دست داده بود . امام با اسفى شديد به قتلگاه « عمار » شتافت و گروهى از سرداران سپاهش در خدمتش آمدند و اشكهاى ماتم بر چهره‌هاى اندوهناكشان جريان داشت . امام در برابر كشتهء « عمار » ايستاد و با سخنانى سوزناك و درد آور كه از روحى بزرگ حكايت ميكرد فرمود : امروز مصيبتى براى اسلام بزرگتر از مرگ عمار نيست ، خداى عمار را بيامرزد ، روزى كه مسلمان شد و روزى كه كشته شد و روزى كه زنده از گور برخيزد . سر عمار را بدامان گرفت و چنين سرود : « اى مرگى كه مرا ترك نمىكنى ، راحتم كن تو كه همهء دوستانم را كشتى ترا مىبينم كه همهء دوستان مرا مىشناسى