« روزى با شما دربارهء نزول قرآن جنگ كرديم
امروز دربارهء تأويل آن بر شما ميتازيم
آنچنان كه همگان از جايگاه خود كنده شوند
و دوست از دوست خويش برمد
تا اينكه حق در جايگاهش قرار گيرد » .
( 1 ) « عمار » پس از نبردى ترسآور ، بر زمين افتاد و گروه سركشى او را كشتند كه دلهايشان چنان بكجى افتاده بود كه ياد خدا را فراموش كرده و در تاريكى گمراهى سرگردان مانده بودند .
خبر قتل « عمار » موجى از اندوه برانگيخت و اندوه و غمى سنگين بر قلب امام نشست ، زيرا با مرگ عمار ، امام يكى از بهترين ياران و دوستان خود را از دست داده بود .
امام با اسفى شديد به قتلگاه « عمار » شتافت و گروهى از سرداران سپاهش در خدمتش آمدند و اشكهاى ماتم بر چهرههاى اندوهناكشان جريان داشت .
امام در برابر كشتهء « عمار » ايستاد و با سخنانى سوزناك و درد آور كه از روحى بزرگ حكايت ميكرد فرمود :
امروز مصيبتى براى اسلام بزرگتر از مرگ عمار نيست ، خداى عمار را بيامرزد ، روزى كه مسلمان شد و روزى كه كشته شد و روزى كه زنده از گور برخيزد . سر عمار را بدامان گرفت و چنين سرود :
« اى مرگى كه مرا ترك نمىكنى ، راحتم كن
تو كه همهء دوستانم را كشتى
ترا مىبينم كه همهء دوستان مرا مىشناسى
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣٢٤