تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
( 1 ) امام چاره‌اى جز اجابتش نيافت و با اندوه و ناتوانى از استرش پياده شد و « عمار » را به آغوش گرفت و گفت : - اى ابا يقظان ! خداوند از جانب من و پيغمبرش به تو پاداش نيكو عنايت فرمايد تو براى من ياور و برادر خوبى بودى . امام گريست و « عمار » هم گريست و به امام روى كرد و گفت : - به خدا قسم ، اى امير المؤمنين ! من از روى بصيرت پيرويت كردم و از پيغمبر شنيدم كه روز « حنين » فرمود : اى عمار ! پس از من فتنه‌هائى پديد خواهد آمد ، در آن وقت از على ( ع ) و حزب او پيروى كن كه على ( ع ) با حق است و حق با او ، و پس از من پيمان‌شكنان و ستمكاران با او خواهند جنگيد . اى امير المؤمنين ! خداوند ترا از اسلام بهترين پاداشها عنايت فرمايد ، تو وظيفهء خود را انجام دادى و حق را بمردم رسانيدى و به هدايت آنها پرداختى . « عمار » بساحت شرف و جهاد و ميدان مبارزه پيش آمد و فرياد برداشت و به سپاهيان گفت : بهشت زير سايهء شمشيرهاست ، امروز محمد ( ص ) و يارانش را ديدار خواهم كرد . گروه سپاهيان ندايش را پاسخ گفتند و مهاجران و انصار و باقيماندگان ياران پيغمبر بحمايتش شتافتند و « عمار » با همهء يارانش بجانب « هاشم بن مرقال » فرمانده كل سپاه امام آمد و گفت « 20 » :
هامش
( 20 ) - هاشم بن عتبة برادرزادهء سعد وقاص است و به مرقال معروف است ، او در فتح مكه مسلمان شد و از مردان ديندار و با فضيلت و از شجاعان عرب بود كه