تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
خويش بشمار مىآئيد . ( 1 ) با اينهمه امتيازات و ارزشهائى كه داريد ، چرا امروز چنين كرديد و از ميدان در رفتيد ، اين رسوائى از شما در تاريخ باقى ميماند ، از بدنامى فردايتان بترسيد و در مبارزهء با دشمنانتان پايدار و راستين باشيد كه خداوند راستان و راستگويان را دوست ميدارد . بخدائى كه جان مالك در دست اوست قسم ، همهء اين مردم شام باندازهء پر پشه‌اى از دين محمد ( ص ) بهره ندارند ، شما بزرگ مردمى هستيد ، بيائيد و سياهى اندوه از چهرهء من بزدائيد و دو مرتبه خون برخسارم بازگردانيد به انبوه سپاه على ( ع ) در آئيد و چون سيل خروشان به حركت افتيد تا خداوند فيض خويش بشما رساند . « مالك » با چنين سخنان حماسى بر ارواح مردم چيرگى يافت و غيرتشان را برانگيخت و نشاط و جنبشى در جانشان پديد آورد و سپاهيان از هر سوى فرياد بر آوردند و گفتند : ما همه تسليم و فرمانبرداريم ، بهر جا كه ميخواهى ما را ببر . همگى بسوى دشمن شتافتند و بىباكانه مرگ را استقبال كردند . جنگجويان همدانى كه به يارى على ( ع ) مىجنگيدند مردانه با سينهء فراخ پرچم خويش را همچنان سرافراز نگه ميداشتند ولى گروهى از نيرومندترين سربازان و سردارانشان به خاك افتاده بود و آخرين كس « وهب بن كريب » بود كه پرچم را بدست گرفت و به استوارى در معركه پا فشرد ، ولى قبيله‌اش به او گفتند : خدايت ببخشايد همهء بزرگان قوم ما در پاى اين پرچم ، جان سپردند ، با جان خودت بازى مكن و باقيماندهء لشكر را بمرگ مسپار .