تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
- مردى از همدان است - كشته كيست ؟ ! - عبيد اللّه بن عمر حسن ( ع » شادمان شد و گفت خدا را از اين پيروزى شكر ميگويم . « 17 » ( 1 ) مدتى طولانى اين برخوردها طول كشيد و نبرد همگانى در - نگرفت و طرفين از ادامهء مخاصمه خسته شدند و هيچ اميدى به صلح و توافق نبود بلكه ادامهء اين وضع ، شرار فتنه را شعله‌ورتر مىساخت و فتنه به همه سوى رخنه مىكرد . چون امام وضع را به اين گونه ديد ، يارانش را آمادهء نبرد عمومى كرد و « معاويه » نيز مهياى جنگ شد و دو گروه بهم درآويختند . حسن « ع » مردانه بسپاه دشمن حمله برد و به اقيانوس مرگ فرو رفت چون امام فرزندش را در مهلكهء مرگ گرفتار ديد مضطرب شد و با ناراحتى شديد فرياد زد : جلوى اين پسر را بگيريد كه با مرگش مرا در هم نكوبد ، من هرگز نميخواهم اين دو پسر در جنگ كشته شوند ، زيرا نسل پيغمبر قطع مىگردد . « 18 » آتش جنگ به سختى شعله كشيد و زبانه‌هايش همه جا را گرفت آنچنان كه مردم پراكنده شدند و خيمهء مرگ بر سر آنها سايه افكند . در اين گيرودار ، سپاهيان طرف راست سپاهيان امام بدست سپاهيان شام گشوده شد و قلب لشكر بتلاشى افتاد .
هامش
( 17 ) - وقعهء صفين . ( 18 ) - شرح نهج البلاغهء محمد عبده .