نخواهى رسيد حتى اگر همهء سركردگان و بزرگان شام را فراهم آورى و زمين را بر خود تنگ سازى و نفست به شماره افتد .
( 1 ) « شبث » كه در سفارتش شكست خورده بود ، بجانب امام بازگشت و مردم را بجنگ دعوت كرد و هر چند امام مساعى خود را براى جلوگيرى از خونريزى مبذول مىداشت ، موفق نمىشد و ناگزير از جنگ گرديد و دستورى بسپاهيان خود صادر كرد كه نمونهء ارزندهاى از فضيلت و مهربانى بود ، حضرتش بسپاهيان چنين فرمود :
« پيش از آنكه با شما بجنگند با آنها نجنگيد ، زيرا شما بلطف الهى بر حق هستيد و خوددارى شما از جنگ بر آنها حجتى ديگر است .
« چون آنها از برابر شما فرار كردند ، دنبالشان نرويد و فراريها را نكشيد و بر مجروحان نتازيد .
« عورتى را مكشوف نسازيد و كشتهاى را گوش و بينى نبريد و به بزرگانشان توهين نكنيد و بدون اجازهء من وارد خانهاى نشويد ، اموالشان را غارت نكنيد مگر آنچه را از سلاح و مركب در اردوگاهها بيابيد .
« بزنها كار نگيريد اگر چه بناموس شما دشنام دهند و به فرمانروايان و صالحين شما جسارت ورزند ، زيرا آنها بدن و روح و عقلشان سست و ناتوان است » .
اين دستورى بود كه امام بسپاهيان خود قبل از شروع جنگ داد و اين فرمان از خصايصى كه در ذات مقدسش از مهربانى و گذشت و بزرگوارى و انساندوستى وجود داشت ، حكايت مىكند .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٣١٢