تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
- كارهائى در پيش داريم كه با مرگ هماهنگ است و شمشيرها بجنبش مىآيد و در اين معركه به همچون منى نياز داريد ، پس مرا سرزنش نكنيد و از راهنمائيم بازنمانيد . حسن ( ع ) به نرمخوئى و اطمينان به او گفت : - خدايت بيامرزد تو در يارى ما بخيل نيستى « 11 » . ( 1 ) حسن ( ع ) با چنين اخلاق عالى و مدارا و طبيعت تابناكش توانست سليمان را به راه آورد و غبار كدورت را از جانش بزدايد و بر او بمانند ديگران غلبه يابد . « سليمان » و همهء مردم كوفه تحت تأثير خطابه و سخنان حسن ( ع ) قرار گرفتند و آمادهء جهاد شدند . موج سپاهيان امام بمانند سيلى از كوفه بموازات فرات بجريان افتاد و هر پياده و سواره‌اى در اين نبرد هدف خود را مىدانست و به خوبى درك مىكرد كه براى يارى حق و محو باطل برخاسته و در اين جهاد بزرگ ، خشنودى خدا را اراده كرده است . امام با سپاه فراوان خويش پيش آمد و جنگجويان كوفه در برابر طرفداران معاويه قرار گرفتند ، ولى ديدند كه راهى بفرات ندارند و نميتوانند آب بياشامند و نگهبانان لشكر شام نمىگذارند كسى آب بردارد ، ناچار به خدمت امام رسيدند و جريان را بيان داشتند و « اشعث بن قيس » « 12 » گفت :
هامش
( 11 ) - وقعهء صفين . ( 12 ) - اشعث بن قيس رئيس قبيله كنده بود كه در سال دهم هجرى با قبيله‌اش بحضور پيغمبر آمد و مسلمان شد ولى بعد از رحلت رسول خدا مرتد گرديد و در