بر اصحاب امير المؤمنين بست .
امام در كوفه بود و اخبار به او مىرسيد ، چون دريافت كه « معاويه » با سپاهى انبوه بصفين تاخته است براى مقابلهء او آماده شد .
( 1 ) در اين هنگامه عضو فعالى كه مردم را بجنگ بر مىانگيخت و بميدان نبرد ميفرستاد ، حسن ( ع ) بود .
او جانها را به هيجان مىآورد و همتها را بر مىكشيد و به ارادهها قوت مىبخشيد ، همچنانكه در جنگ جمل بچنين كارى توفيق يافت ، پس براى انگيزش مردم بجهاد ، خطبهاى ايراد كرد و بمردم چنين گفت :
« ستايش خداى راست كه جز او خدائى نيست ، يگانه است و شريكى ندارد و او را به آنچه سزاوار است ثنا ميگويم » .
سپس بسخنش چنين ادامه داد :
« خداوند حق خويش بر شما بزرگ داشته و نعمتهائى را كه به آمار نمىآيد بر شما فراوان و سرشار ساخته است چنان كه هرگز نميتوانيد سپاس او را بجا آوريد و به زبان و بيان از عهدهء وصف آن نعمتها بر نمىآئيد . ما خاندان پيغمبر در راه خدا و بسود شما خشمگين مىشويم و اين منتى است بر ما كه اهل سپاسيم و او را در نعمتها و آزمايشها شكر مىكنيم و سپاس ما سخنى است كه به همراه رضا به پيشگاه خدائى بالا ميرود و گفتار راستين ما به همه جا گسترش مىيابد و اين خداوند است كه گفتار ما را براستى شناخته و ما را مستوجب عنايات خويش ساخته ، توجهاتى
هامش
صد و بيست هزار و لشكر معاويه نود هزار بود و بعضى اين تعداد را بر عكس نوشتهاند .
( معجم البلدان ، جلد 5 )